ما همسایه طبقه بالایی مون طلاق گرفتن دو تا بچه یکی دختر یکی پسر
قبل از ین که طلاق بگیرن این دو تا بچه ها با هم دعوا میکردن خب طبیعیه دخترا و پسرا زیاد با هم نمیسازن البته مادره هم اعصاب درستی نداش انگار هیچ تلاشی م برا بهتر شدن اوضاعشون نمیکردن
اون موقع دختره مدرسه نمیرفت پسره هم چارم پنجم بود اما الان که دیگه مادر پدره از هم جدا شدن پسره خیلی رفتارش بدتر شده الان فکر کنم هشتم باشه اکثر اوقات که خونه ننیستن باباش میبردش خونه ی مادر بزرگش که کنترل بشن اما فقط کافیه یه روز خونه باشن همین جوری دختره جیغ و گریه و میگه نکن نکن نکن اگه بدونین معلوم نیس داداشش چه بلایی سرش میاره
یه بار که همین جوری دوباره داداشه داد میزد و دختره گریه و صدای بدو بدو ی پاهاشون میومد رفتیم در خونه شون پسره جرئت نداش درو باز کنه از پشت در میگفت ببخشید دیگه اینکارو نمیکنم
خب الان دختره هم این جا اذیت میشه و معلوم نیس بعدا چی بشه یا بعضی وقتا معلوم نیس این بچه ها چیکار میکنن باباهه دعواشون میکنه و دوباره دختره گریه که بابا غلط کردم