زنی به عنوان حیوان خانگی یک مار داشت و خیلی مار رو دوست داشت . یک روز مار هیچ غذایی نخورد و این عدم رغبت به خوردن و بی اشتهایی هفته ها ادامه یافت تا این که زن نگران شد و مارش را نزد دامپزشک برد و علت را جویا شد . دامپزشک پرسید : آیا مار به تازگی کنار شما میخوابد و خیلی نزدیک شما خودش رو جمع میکند و کش میدهد؟ زن گفت بله و خیلی برایم ناراحت کننده است که نمی توانم کاری برایش بکنم . دامپزشک گفت : مار شما به هیچ عنوان مریض نیست بلکه دارد خودش را آماده میکند که شما را بخورد و هر روز شما را اندازه میگیرد تا بداند چقدر باید جا داشته باشد تا شما را هضم کند .. این حکایت بعضی آدمهای توی زندگی ماست ...