2777
2789
عنوان

حسادت

125 بازدید | 9 پست

همین اول بگم ک لطفا قضاوت نکنین

من یه دختر ۲۱ سالم و امسال درسم تموم میشه. از اول زندگیم همیشه به کسی که مثل خواهرم بود و باهم بزرگ شده بودیم حسادت میکردم. به اینکه توی هرچیزی از من بهتر پیش میرفت، هر کاری ک میخواستم شروع کنم اون بهتر بلد بود. من این همه آسیب دیدم و تک و تنها باهاشون مواجه میشدم اما اون همیشه کسیو داشت که آرومش کنه و پشتش بهش گرم بود.همه عمرم سعی کردم با این موضوع کنار بیام، سعی کردم به داشته هام توجه کنم و زندگی خودمو بسازم ولی الان دیگه نمیتونم. الان اون یه آدم حسابی و درست تو زندگیش پیدا کرده و آیندش هم کاملا تضمین شده حتی کلی پول هم قراره بهش برسه اما من باید بگردم دنبال کار و سالهای سال جون بکنم تا بتونم یکم سر و سامون بدم ب زندگیم. من باید مدام تنهایی بار زندگیمو به دوش بکشم اما اون کسیو داره که صادقانه عاشقشه و همه جوره بهش ثابت کرده میدونم میگین از آینده خبر ندارم ولی همیشه همین بود ۲۱ سال از زندگی من درد و رنج بود نمیگم ظاهر زندگیشو میبینم بالاخره اونم مشکلاتی داره ولی درعوضش همه چیو با اون آدم به دست آورده و من هیچی ک هیچی از این مقایسه شبانه روزی خسته شدم و نمیدونم چجوری خودمو آروم کنم

تو خانوادت فرق میکنه.اسمت فرق میکنه.فامیلیت فرق میکنه.علایقت فرق میکنه.خیلیییییییییییییییی تفاوتای دیگ ک الان یادم نیس.

پس چرا فک میکنی قابل مقایسه با اونی؟

تو زندگی خودتو داری اونم مال خودشو


کتاب بخونید⁦☂️⁩       اگه من باهاتون بحث کردم بدونین اطلاعاتم در اون زمینه کامله و تا تهش جوابتونو میدم. گفتن نمیدانم نیمی از علم است.وارد هر بحثی ک دانشش رو ندارین نشین

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

این حس توی سن‌شما خیلی طبیعیه منم‌این حسو داشتم 

دقیقا مثل تو بودم منم ۲۲ سالمه یه دوستی داشتم با صاحب یک شرکت عاشقانه ازدواج کرد 

من‌غبطه خوردم سرایط مالیش اوکی بود اوکی ترم شد  و من همیشه یه حس حسادت ریز نسبت بهش داشتم 

شوهرش به شدت پشتش یود 

منم صبر کردم  و صبر کردم بعدش با شوهرم ازدواح کردم 

تو ذهنم نمی‌گنجید  با یه خلبان  ازدواج کنم 

مرد خوب و با خداییه 

ظاهر و تیپش قشنگه 

درسته وضعومالیمون به حد و اندازه  دوستم نشد 

ولی‌من راضیم از زندگیم 

از یکی هم شنیدم چون همسرش به شدت پولداره زن ها و دخترای زیادی دنبال شوهرشن

تو خانوادت فرق میکنه.اسمت فرق میکنه.فامیلیت فرق میکنه.علایقت فرق میکنه.خیلیییییییییییییییی تفاوتای د ...

یجورایی فامیل هم هستیم و مدام باهم رفت و آمد داریم

این حس توی سن‌شما خیلی طبیعیه منم‌این حسو داشتم  دقیقا مثل تو بودم منم ۲۲ سالمه یه دوستی داشتم ...

دوس دارم صبر کنم و به زندگی خودم توجه کنم ولی این همه سال مدام با اون مقایسه میکردم خودمو انگار نمیتونم 

ظاهرا  این حس تو آیت سننننن شدیدا طبیعیه 

ادم انگار هنوز مسیرشو پیدا نکرده 

منم‌مثل شمام حتی الان که ازدواجوکردم 

کلی شرایط زندگی تو آین سن بیشتر ابهام انگیز تر 

دلگیر تر و حتی حسادت بر انگیز تر میشه غصه نخور مطم باش حل میشه 

دوس دارم صبر کنم و به زندگی خودم توجه کنم ولی این همه سال مدام با اون مقایسه میکردم خودمو انگار نمیت ...

تنها راهش   افکار خودته 

تو ذهنت به خودت بگو من لایقشم ‌و بهتر از شرایط دوستم به من داده خواهد شد

تصور کن زندگی آیندتو که بهتر از زندگی دوستت 

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز