۲۶سالشه
رفته بود ب دوست نزدیکم گفته بود ک ب من حسی نداره بعداز ۲ سال... و ب اون پیشنهاد داده بود دوستمم بلاکش کرده بود ب دوستم هم گفته بود برو ب ینی من همه چیو بگو ک همچین کاری کردم
منم ب روش اوردم و فحشش دادم گفتم تموم
گف حق میدم هرجور فک کنی کاش میتونستم همه چیو بگم و این حرفا مجبور بودم اینکارو کنم ک دورت کنم تو دردسرم
بعد ا گوشی خاهرش بم پیام داد ک داداششم تو دردسر افتاده فلان بلا سرش اومده ک فهمیدم دروغه
بهش گفتم این دروغاتونو جمع کنین دبگ بهم پیام نده اخرین پیامش بهم همین بود ک دیگه هرجور دوس داری فکر کن..