2821
2789
عنوان

دوست پسر

17284 بازدید | 30 پست

سلام بچه ها 

من چند سال پیش با کسی آشنا شدم متاسفانه بدجوری بهش وابسته شدم و عاشقش شدم یسری حرکت ها ازش دیدم مثلا بی توجهی میرفت خونه خواهرش 1 ماه ازم خبری نمی‌گرفت یا یه عزیزم بهم نمی‌گفت کلا انگار این رابطه 1 طرفه بود و فقط از سمت من وقتیم برگشت گفتم تموم بلاکش کردم از همه جا اونم از طریق خواهرم دوباره وارد شد و کلی گریه و التماس از اون روز که دوباره باهم برگشتیم باهم خوب شدیم باز 

ولی باز درخواست های غیرمعقول داشت ازم مثلا میگفت عکس بده فلان. س. ک. س چتی و این جور  چیزا باز من واقعا سختم بود و اصلا دوست نداشتم و کلا هی بلاک میکردم هی در می‌آوردم

با پسری که دوستم داشت ازدواج کردم 

بعد ازدواجم بهم پیام داد که تو کل مسیر وقتی عکست رو دیدم تو استوری خواهرت کلا گریه کردم و اینا 

من دوستت داشتم و عاشقت بودم ناگفته نماند که من خودم عاشقشم ولی وقتی با خودم مرور میکردم میدیدم پسری اگر دختری بخواد میاد ببینتش درخواست های غیرمعقول که اون رو عذاب بده نمیده 

ولی دلم داره براش پر میکشه با وجود 3سال و نیم یادم نرفته خیلی کمرنگ شده ولی خاطرات آدم رو میکشه میدونم الان که ازدواج کردم بدترین کاره 

برای همینم هیچ ارتباطی ندارم همش میگم کاش ازدواج نکرده بودم کاش تکلیف دلم رو اول یکسره میکردم بعد ازدواج میکردم 

خودش که خیلی میگفت دوستم داره ولی یسری رفتار ها دیدم که گفتم نداره

راهکار نمیخوام ازتون فقط عین یه دوست مشاوره وقتی یکی باهاتون درد و دل میکنه میخوام بشنوم حرفاتون رو 


همیشه از دور قشنگه این رابطه ها

زیر یه سقف که بری وقتی سازگار نیستین عشقم میپره

اگه با شوهرت الان راضی هستی پس بردی

لطفا اگه مشکل اعصاب و روان دارین برین دکتر تا ما مجبور نشیم بریم                 تاپیک تجربه من از بستری در بخش اعصاب🖋 

عزیزم این یک توهمه ، اگه همین الان شما مجرد باشید و اون‌پسره بیاد سمتتون ، شما بازم حرص میخورین ، اصلا بزار اینجوری بگم ، شما اگه به جای شوهرتون ، با اون پسره ازدواج میکردین، الان بازم به یه نفر دیگه فکر میکردین. 

اون پسره رو فراموش کنین 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اون یه رابطه ی سمی بوده چه خوب که تمومش کردی بهت تبریک میگمممم  فقط دوست بودین انقدر اعصاب خردی داشته برات.. اگه میرفتین زیر یه سقف دیگه چی میشد..

یه مهر ماهیه شیطون دانشجوی فرهنگیان هستم.اگه سوالی داشتین در خدمتم

خودت وقتی عاقلی میدونی ک ازت درخواست غیر معقول داشت زیاد بهت اهمیت نمی‌داد فراموشش کن عزیزم مهم شوهرته تو شادی سختی باید یه عمر باهم باشین اون لیاقتتو نداشت وگرنه هر طوری بود اگه دوست داشت دلتو ب دست می آورد فقط ب شوهرت فکر کن 

تو بهترین کار رو کردی که دیگه باهاش تموم کردی 

حرفای پسره الکیه تو اگ ازدواجم نمیکردی اون نمیومد ک باتو ازدواج کنه 

پس زندگی خودتو نجات دادی با عشق بچسب به همسرت و سعی کن بهترین زندگیو بسازی باهاش .

عزیزم این یک توهمه ، اگه همین الان شما مجرد باشید و اون‌پسره بیاد سمتتون ، شما بازم حرص میخورین ، اص ...

اره میگفت اگه با کس دیگه اگه ازدواج می کردم خوشبخت میشدم کسی ک تو دوران دوستی مزخرفه وقتی هیچ مسولیتی ندارم چ برسه بخواد مسولیت قبول کنه بشه شوهر

الان اززندگیت راصی هستی ؟ شوهرتون خوبه ؟ 

اگه جواب سوالهام مثبته . گور پدر پسری که وقتی فرست نداشت پاپیش نذاشته الان که رفتی برا تودت زندگی ساختی امده موس موس که باز بهت لطمه و ضربه بزنه یکم واقع بین باشیم

کاربرمرد مرد مرد مرد مرد هستمممم
همیشه از دور قشنگه این رابطه ها زیر یه سقف که بری وقتی سازگار نیستین عشقم میپره اگه با شوهرت الان ...

میدونی از نظر اون گناهکار من بودم. 

مرسی که آرومم کردی 

همسرم وقتی بیمارستان بستری شد فهمیدم خار تو پاش بره تو قلبم میره خیلی دوستش دارم ولی اون حس مزخرف همیشه هم هست 

کار عاقلانه ای کردی 

بهتره رو زندگیت تمرکز کنی

اونی ک باهات ازدواج کرده لایق دوست داشتن تو هست 

هرچند علاقه سابقت اذیتت میکنه ولی به این فکر کن اگر هنوز تون رابطه قرار داشتی تکلیفت مشخص نبود و ببشتر اذیت میشیدی 

میدونی از نظر اون گناهکار من بودم.  مرسی که آرومم کردی  همسرم وقتی بیمارستان بستری شد فه ...

خودتو درگیر کن تا فکرش نیاد


لطفا اگه مشکل اعصاب و روان دارین برین دکتر تا ما مجبور نشیم بریم                 تاپیک تجربه من از بستری در بخش اعصاب🖋 
الان اززندگیت راصی هستی ؟ شوهرتون خوبه ؟  اگه جواب سوالهام مثبته . گور پدر پسری که وقتی فرست ن ...

راضیم از زندگیم چون دوتایی از منفی شروع کردیم و ساختیم با هم کار میکنیم تلاش می‌کنیم با همه سختی ها دوست دارم زندگیم رو 

تونستیم ماشین بخریم خونه اجاره کنیم سفر بریم بعد از 3سال سختی زندگیمون رو سروسامون بدیم خودمون رو تقویت کنیم من همزمان کار میکنم 2 تا زبان دارم یاد میگیرم همسرمم عین من

مرسی که چشمام رو باز میکنین چون یادمه هربار خوب میشدم با اون آدم دوباره سر رفتاراش بلاک و میرفتم 

فکر میکنم عقلانی بود رفتنم ولی حرفهاش عصبیم میکنه 

اصلا وارد این فاز نشو وقتی کارهایی خواسته که باب میلت نبوده یعنی دوست نداشته، مطمئن باش به ازدواج ختم نمیشد اگرم میشد ارزشی براش نداشتی، اگر انسانیت هم داشت الان پیگیر شخص متاهل نمیشید  خودخواه هست حاضره زندگی تو وشوهرتو بپاشونه به خواستش برسه هرچی بوده تمام شده اینو بعنوان یک فارغ التحصیل روانشانسی وحقوق بهت میگم ادامه نده ممکنه کار به جاهای باریک بکشه ،چطور از طریق خواهرت میتونه تو رو پیدا کنه؟

2824
2823

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

جهیزیه

malakehhh | 9 ساعت پیش
2791
2779
2792