سلام بچه ها
من چند سال پیش با کسی آشنا شدم متاسفانه بدجوری بهش وابسته شدم و عاشقش شدم یسری حرکت ها ازش دیدم مثلا بی توجهی میرفت خونه خواهرش 1 ماه ازم خبری نمیگرفت یا یه عزیزم بهم نمیگفت کلا انگار این رابطه 1 طرفه بود و فقط از سمت من وقتیم برگشت گفتم تموم بلاکش کردم از همه جا اونم از طریق خواهرم دوباره وارد شد و کلی گریه و التماس از اون روز که دوباره باهم برگشتیم باهم خوب شدیم باز
ولی باز درخواست های غیرمعقول داشت ازم مثلا میگفت عکس بده فلان. س. ک. س چتی و این جور چیزا باز من واقعا سختم بود و اصلا دوست نداشتم و کلا هی بلاک میکردم هی در میآوردم
با پسری که دوستم داشت ازدواج کردم
بعد ازدواجم بهم پیام داد که تو کل مسیر وقتی عکست رو دیدم تو استوری خواهرت کلا گریه کردم و اینا
من دوستت داشتم و عاشقت بودم ناگفته نماند که من خودم عاشقشم ولی وقتی با خودم مرور میکردم میدیدم پسری اگر دختری بخواد میاد ببینتش درخواست های غیرمعقول که اون رو عذاب بده نمیده
ولی دلم داره براش پر میکشه با وجود 3سال و نیم یادم نرفته خیلی کمرنگ شده ولی خاطرات آدم رو میکشه میدونم الان که ازدواج کردم بدترین کاره
برای همینم هیچ ارتباطی ندارم همش میگم کاش ازدواج نکرده بودم کاش تکلیف دلم رو اول یکسره میکردم بعد ازدواج میکردم
خودش که خیلی میگفت دوستم داره ولی یسری رفتار ها دیدم که گفتم نداره
راهکار نمیخوام ازتون فقط عین یه دوست مشاوره وقتی یکی باهاتون درد و دل میکنه میخوام بشنوم حرفاتون رو