عزیزم با توجه به تاپیک آخرت اینجا برات کامنت گذاشتم چون حوصله نداشتم کسی که با من مخالف هست ریپلای کنه
ببین عزیزم شما زیاد خوب توضیح ندادی که خانواده ش دقیقا چه دخالتی میکنن
و بعداز ازدواج کجا زندگی کردین؟ خونه شخصی؟ یا خونه مادر شوهر؟
واینکه دعوای اصلی از کجا شروع شد و علتش چی بود که درنهایت باعث قهر شما شد؟
اما سعی کن یه فرصت دیگه به خودتون بدید و طی این دورانی که قرار هست دوباره بهم برگردید مواظب باشی پای بچه نیاد وسط تا مطمعن بشی
ولی این فرصت دادن طوری نباشه که از فردا توی هر بحث و دعوایی بزنه توی سرت که
خودت خواستی
خودت برگشتی
من که راضی به ادامه این زندگی نبودم تو اصرار کردی
ببین بلاخره واضح هست که اگر واقعا عاشقت بود تا الان ده بار اومده بود دنبالت
زن باید ناز کنه
مرد باید ناز بکشه
نه اینکه تهدید کنه تا آخر ماه وقت داری تصمیمت رو بگیری
اما ازونجایی که خیلی وقت هست باهم هستید و یه چندباری هم پیام داده و منت کشیده و خودت دوستش داری ارزش فرصت دادن داره
یه پیامی رو اماده کن ، و یه جورایی توپو بنداز تو زمین خودش
بهش بگو:
ببین من با اتفاقاتی که افتاده و دخالتها و بی احترامی هایی که صورت گرفته خیلی از تو و این زندگی سرد شدم
انتظار داشتم توی زندگی مثل کوه پشتم باشی
ولی چقدر زود پشتم رو خالی کردی
تویی که این همه ادعای عشق و دوست داشتنت میشد حتی یکبار نیومدی دم در دنبالم که از دلم دربیاری
الانم تهدید میکنی که تا اخر ماه فرصت دارم تصمیم بگیرم
من اگر دوستت نداشتم که با تو پای سفره عقد نمینشستم و خودم رو اینطور بدبخت نمیکردم
من دلم میخواست یک زندگی آرام و پراز عشق رو کنار هم تجربه کنیم
من از ازدواج فقط یک چیز میخواستم
عشق و آرامش
ولی هنوز هیچی نشده جز بی محبتی و آشفتگی چیزی نصیبم نشده
من دلم میخواد برگردم اما به چه ضمانتی؟؟؟؟؟
چه تضمینی هست که اگر برگردم دوباره همون بی حرمتی ها صورت نگیره؟
من احترام میکنم به تو و خانواده ت ، در عوض انتظار احترام دارم
من نمیتونم نسبت به بی حرمتی نسبت به خانواده م سکوت کنم و به نظرم این کاملا منطقی هست
من دلم میخواد دوباره از اول شروع کنیم اما چه ضمانتی هست که مواردی که باعث ناراحتی من شده دوباره تکرار نشه؟؟؟؟؟؟
(اینجا هم باید خودت یه جوری تهدید کنی که خیالش جمع نشه که تو رفتنی نیستی بتید یکم نگران از دست دادنت بشه وگرنه قضیه رو جدی نمیگیره ، باید در ادامه بگی : )
ببین اگر بخوایم ادامه بدیم هنوز راه زیادی جلوی زندگی ما قرار داره
وقتی همین اول راه ، منو تنها گذاشتی ، من دیگه نمیتونم اعتماد کنم
ترجیح میدم همین اول کنار بکشم و تنها بمونم تا اینکه یه روز که خیلی دیر شده با کلی خاطرات از زندگی مشترک و قلبی پاره پاره بکشم کنار
الانش هم بعداز ۷ سال باهم بودن ، خیلی دیره
اما وقتی منو درک نمیکنی ، وقتی برای رفع ناراحتی ها و نگرانی های من هیچ تلاشی نمیکنی ، وقتی بخاطر زندگیمون جلوی دخالتهای دیگران و جلوی بی حرمتی هارو نمیگیری ، من امیدی برای ادامه دادن دیگه ندارم
یا یه جوری مشکل رو حل کن و از دلم دربیار و برای تکرارنشدن مشکلات یه وعده و ضمانتی به من بده
یا به من حق بده که دیگه نتونم ادامه بدم
هرچیز دیگری هم که دلت میخواد اضافه کن
به محض اینکه کوچکترین کرنشی نشون داد
کوچکترین منتی کرد و تلاش کرد که از دلت دربیاره
سعی کن کوتاه بیای و یه فرصت دیگه بهش بدی
این پیام باعث میشه که اگر هم برگردی با منت برمیگردی
نه با تهدیدش