من یمدت حس میکردم حالا نمیدونم توهم بود یا ن
یوقتایی وسایلام گم میشد بعد یجای ساده میدیدمش
حالا شاید همش توهم و بی دقتی بوده
و یه شبم خواب دیدم توخونمون ک میخوام رد شم ینفری(پسر جوون) جلوم نشسته قد بلند وسفید ولاغر خیلی ریلکس نیگام میکرد،، تو همون خواب میدونم ک این جنه و تو ذهنم میگذره این همونی بود هرروز حسش میکردم،، و خیلی ترسیدم از خواب پریدم.