بچه ها منو عشقم بهم علاقه زیادی داریم منتها خانواده من تحت هیچ شرایطی قبول نمیکنن باهم ازدواج کنیم چون بسیار بسیار خانواده ها تفاوت دارن، آقا از من ۴ سال کوچیکترن،۱۷ ساعت فاصله شهرهامون و تفاوت فرهنگی و.... هرچی هم قهر کردم و با مادرم حرف زدم تا راضی شن چیزی عوض نشد و باتوجه ب شرایطم مطمعنم هیچوقت راضی نمیشن( ی سری مشکلات خانوادگی) ، من تصمیم گرفتم جدا شیم با حرفای مشاور و دوستان بنظرتون من در مقابل اون آقا مسئولم الان یعنی باید تحت هر شرایطی حتی (فرار) بهش برسم یا نه... همش عذاب وجدان دارم شما بودید چکار میکردید
اگه عاشقش بودی که با حرف مشاور ولش نمیکردی عزیز من این دوره آدم باید فقط فکر خودش باشه ولی خب براش دلیل منطق بیار اگر هم قانع نشد تو وظیفه ای درقبالش نداری