بچه ها منو عشقم بهم علاقه زیادی داریم منتها خانواده من تحت هیچ شرایطی قبول نمیکنن باهم ازدواج کنیم چون بسیار بسیار خانواده ها تفاوت دارن، آقا از من ۴ سال کوچیکترن،۱۷ ساعت فاصله شهرهامون و تفاوت فرهنگی و.... هرچی هم قهر کردم و با مادرم حرف زدم تا راضی شن چیزی عوض نشد و باتوجه ب شرایطم مطمعنم هیچوقت راضی نمیشن( ی سری مشکلات خانوادگی) ، من تصمیم گرفتم جدا شیم با حرفای مشاور و دوستان بنظرتون من در مقابل اون آقا مسئولم الان یعنی باید تحت هر شرایطی حتی (فرار) بهش برسم یا نه... همش عذاب وجدان دارم شما بودید چکار میکردید
متنفرم از دلسوزیم و احساساتی بودنم خیلی وقتا ازشون ضربه خوردم
منم خیلی از این کارا کردم و همیشه هم پیشیمون شدم اما آخرین ضربه رو تو یه تقریبا قضیه همینطوری خوردم با یه آدمی که خیلی نادون بود و سنش هم از خودم کمتر بود زمانی که من عذاب وجدان داشتم اون داشت پیش خانوادم منو محکوم میکرد☺
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
اون بیشتر از من خیلی دوستم داره ولی شرایطش مورد قبول خانوادم نیست؟ همه چیو تو تاپیک اولم گفتم وقت دا ...
خوندم عزیزم ولی مطمعن باش بری توی زندگی کوچک ترین مشکلی برات پیش بیاد یاد حرف خانوادت میفتی زندگی برا دوتاتون زهر میشه ولی اگه الان اول خودت و بعد اونو قانع کنی که شرایط تون باهم جور نیست فوق فوقش دوهفته بخوای ناراحت بشی مطمعن باش خیلی موقعیت های بیشتری واست هست
خوندم عزیزم ولی مطمعن باش بری توی زندگی کوچک ترین مشکلی برات پیش بیاد یاد حرف خانوادت میفتی زندگی بر ...
قربونت عزیزم مرسی ک وقت گذاشتی🙂❤️ اون موقع دیگ حمایت خانوادمم ندارم ... متاسفانه برخلاف میلم مجبورم باهاش کات کنم هرچند میدونم در نبودش من فقط ی مرده متحرکم اما مطمعنم ب نفعشه از من بگذره دعا کن برام گلم
من در قبال اینکه نمیزارن بهش برسم مسئولم؟؟؟؟ لطفا راهنماییم کن
اونا مامان باباتن حقشون این نیست بخاطر یه پسر چندروزه ابرشونو ببری کاری نکن بعدن نتونی تو صورتشون نگاه کن گناه دارن بخدا حقشون این نیست ک نتونن سرشونو تو فامیل بالا کنن توروخدا به فکر اونام باش اونا خوبی تورومیخان