بخاطر بختم چون مارو میشناسن . وقتی فهمیده. من طلاقی شدم و همسرم درست بشو نیس
دیروز ب. دامادمون میگفته حیف حیف. فلانی ک اینجور شده قسمتش کن آه میکشم. برایش ک همسرش قدرشو ندونس
نمیدونم. زن دایم میگفته. میباس. همون قبلا. فلانی یعنی پسررخالم انتخاب میکردم ولی ازدواجم. هم خونه هم زندگی .
بدی اینه زندگیم شده تجربه. دیگرون. دارم واقعیت میگم
نزدیک هفت سال سوختم دتاذهمسزم درست کنم غوز بالا غوز بود
فرهنگ و شخصیت کلامی ندتش
زور گو
و. ادعا
داشت
الان خیلی ویشمونه از کارش از رفیق بازی اما من اعتماد ندارم چون ب زندگی تعهد نداش
دیروز دوست همسرم. داداشم دیده. گفته. محمد خوب شده. اما دیگه. ..... دختره نمیخاکش
اره من دیگه نمیخامش