تا حالا شده یکی بهتون ظلم کنه خیلی سریع جواب بگیره؟؟؟
یه بار خونه مادرشوهرم بودیم بعد دو تا خواهراش(خاله های شوهرم) بودن خواهر شوهر خودمم بود
اینم بگم که خواهرشوهر من عروس خاله کوچیکشه و دختر خاله کوچیکه عروس خاله بزرگه یعنی دخترای همو گرفتن
بعد مادرشوهرم سر سفره برگشت گفت هی روزگار مادرشوهرم آب خوشم بشه از گلو عروس پایین نمیره منم گفت این چ حرفیه مادرجون گفت والا حقیقته من همه زندگیمو دادم ب پسرام کسی قدرمو نمیدونه هنوز من هیچی جواب نداده بودم خاله کوچیکه برگشت گفت آره والا مادر زحمت میکشه پسر بزرگ میکنه زن براش میگیره آخرم عروس میکه مادرت فلان
خواهرشوهرمم گفت خاله چرا اینجوری میکی خاله ک هم گفتم والا تو حرمت من ک مادرشوهرم رو زیاد میگیری یا مادر خودت این بینم خاله بزرگه گفت عروس هر کی هر جور باشه ب پای عروس من نمیرسه از دورویی ...خلاصه یه بحثی شده بود سر سفره آخرشم مادرشوهرم بلند گفت صلوات بدید غذا سرد شد😂😂اومد منو خراب کنه نزدیک بود مهمونی خراب شه