چرا بعد چند ماه خدایا یادم نمیره هر چند میدونم در حد چت و تماس بود حرفاشون عادی و خیلی رسمی بود عوضش زخمم خوب بشه بدترم میشه به خاطره اینکه ۳ بار فهمیدم گفتم به شوهرم دیگه نبینم برعکس پنهونی و محتاطتر کارشو ادامه داد الانم من نمیتونم ساده بگذرم همش به روش میارم سرزنشش میکنم گریه میکنم میگه بس کن دیگه میگم پس تو چجوری بس نکردی از اول این ماه منو به یه همکار فروخت خر فرض کرد یعنی اونقدر براش مهم بود
جالبه از اول غیر مستقیم و رسمی دختره نخ داده بعدش هم خودش گفته آقای فلانی ما دیگه همکارم نیستیم شما ...
مرض داره دیگه....خیلیا اینطوری هستن بعد نهایت میگن ما فقط همکاری حرف زدیم..چند روز قبل تاپیک زدم در مورد اینکه پیام های همکلاسیه دختر همسرم رو قبل اینکه همسرم ببینه حذف میکنم...چند بار لینکاروکردم و اصلا به روی خودم نیاوردم....چند نفر تو همین نینی سایت هجوم آوردند که آملی..عقب مونده هستی...ما با همکلاسیامون وهمکارامپندمراورده ی ماری و تحصیلی داریم...گفتم نمیشه فقط با همجنس خودتون مراوده داشته باشید...؟؟اینا عمونایی هستن که نخ میدم به طرف بعد میگن فقط همکاریم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
نه به خاطره همین میسوزم خرداد فهمیدم سکوت کردم فقط فرستادم با گوشی شوهرم من خانم آقای فلانیم ممنونم یعنی خر من همه چیو میبینم یدونه هم استوری از حضرت فاطمه به خاطره نامحرم گذاشتم یه بار تیر فهمیدم اون بارم با گوشی شوهرم با زبون شوهرم نوشتم زنم به من بی اعتماد شده دیگه ما با هم حرف نزنیم بعدش که روحمم خبر نداشت آذر فهمیدم برادرشوهرم گفتم زنگ زد تهدیدش کرد برادرشوهرم میگفت رید تو خودش خیلی ترسید