دقیقا ساعت ٩:٣۴ بود بچم دنیا اومد آوردن پیشم دیدمش بوسیدمش پدر شوهرم اذان گفت توی گوشش،،، فیلم زایمانمو میبینم و بیشتر زجه میزنم این تاپیک رو که زدم روزی نیست اینو باز نکنم و بخونم و گریه کنم الهی قربون دستاش بشم الان چرا دستای نازش باید زیر خاک باشه 🖤
چرا بچم توی ٩ روزگی منو ترک کرد؟ کاش منم باهاش میرفتم زندگیم سیاه شده شب و روزم شده حسرت و گریه 😭 خدایا خسته شدم از زندگی زود جونمو بگیر
دارم روانی میشم هر روز تو بیمارستان سرم میگیرم
قربون اون لحظه که این تاپیکو زدم 🖤 خدایا امیدارم کابوس باشه اما این چه کابوسیه که تمومی نداره؟؟؟ بسه دیگه..
