2777
2789
عنوان

اسم اون زنی که شوهرم باهاش بود هانیه اس...

| مشاهده متن کامل بحث + 1900 بازدید | 94 پست

متاهلا چشونه بعضیاشون😐 من ی پسره بود میشناختمش بعد دوسه سال فهمیدم متاهله😐😐بلاکش میکردم ول کن نبود مرتیکع😑تا گفتم شماره زنتو دارم مزاحمم بشی بهش میگم دیگ جرئت نکرد پیام بده😒

هنوزم با شوهرت هس از کجا فهمیدی  میدونی من هر شب قبل خواب ناخودآگاه تمام اذیتا پدرسوختگیای شوه ...

نه تابستون پارسال مچشونو گرفتم از طریق آپ که شوهرم به خطتش شارژ زده بود.یه شب شوهرمو تعقیب کروم دیدم رفت خونش همونجا عکسو فیلم گرفتم از همه چی و بعدش شدم اتشفشان واسه جفدشونم

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

نه تابستون پارسال مچشونو گرفتم از طریق آپ که شوهرم به خطتش شارژ زده بود.یه شب شوهرمو تعقیب کروم دیدم ...

چه جوری تونستی عکس و فیلم بگیری

عزیززززم  چه صحنه بدی رو دیدی خیلی سخت و غیر قابل تحمله

رابطه جنسی داشتن؟شوهرش فهمید؟

همون شب که برای اولین بار رفت خونش تعقیبش کردم خونه زنه رو یاد گرفتم اولین شبو بهکامش زهر کردم تا عمر داره یادس نره.نه شوهرش نفهمید

خب طلاق بگیر 😏😏😏😏هم خرو میخواد هم خرما هم زندگی ارومش هم عشق و حال.....همشم دروغ

این آدما مریضن تنوع طلبن ذاتشون کثیفه وگرنه به قول شما طلاقو برای امثال اون خانوم گذاشتن یا اصلا برن با پسرای مجرد دوست بشن قشنگ میان خراب میکنن وسط زندگی متاهلا

مقصر شوهرتم هست ولی خب مردا اکثرا همینن  فقط بعضیا زناشون نمیفهمند که آرامش دارن

گاهی یادش میوفتم دوست دارم شوهرمو از خونه پرت کنم بیرون.ولی چه کنم که زندگیمو دوست دارم

همون شب که برای اولین بار رفت خونش تعقیبش کردم خونه زنه رو یاد گرفتم اولین شبو بهکامش زهر کردم تا عم ...

پس شوهراشون کدوم قبرستونین نمیفهمن

من امیدم به خدا بعد خدا هم به خداست 
چه جوری تونستی عکس و فیلم بگیری عزیززززم  چه صحنه بدی رو دیدی خیلی سخت و غیر قابل تحمله

اون موقع که تعقیبش کردم داغ بودم که دارم مدرک جمع میکنم حیصیتشو پیش خانوادم و خانوادش ببرم چون تو لحظه ازش متنفر شده بودم خیلی ریلکس بودم ولی از فرداش یاد خاطراتمون دیوونم میکرد هی از حال میرفتم که چه بلایی سرم اورد.به من گفت میره باشگاه ولی میدونستم قرار دارن با اسنپ تعقیبش کردم وقتی رفت خونه زنه عکس گرفتم.حتی زنه از پنجره نگاه میکرد عکس گرفتم که مدرک قوی داشته باشم برای طلاق

گاهی یادش میوفتم دوست دارم شوهرمو از خونه پرت کنم بیرون.ولی چه کنم که زندگیمو دوست دارم

چه جوری دوست داری این زندگیو،؟؟ولی خب چون بچه داری بهترین  کارو کردی داری باهاش زندگی میکنی و  بخشیدیش به کسی هم نگو تا دید بقیه نسبت بهتون عوض نشه


2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز