نمیدونم چرا همیشه بحث های خانوادگی اخرش به من به عنوان عرو س خانواده ختم میشه.
من دیگه نمیدونم واقعا چیکار کنم که سر هر کار من حرف و حدیثی پیش نیاد. من برای روز پدر برای پدر و مادرم بلیط مشهد گرفته بودم و یه هتل نزدیک حرم هم رزرو کرده بودم. حالا دیشب پدر شوهرم نه گذاشت نه ورداشت و بهم تیکه انداخت
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خواهش میکنم عزیزم ببین رزرو هتل شون جمعا شد یک ملیون فقط پروازشون یه کم گرون شد که اونم شد ...
والا چه رویی دارن مردم خانواده ادم زحمت بکشه بزرگت کنه به یه جایی برسونتت بعد که دستت به یه جایی بند شد مردم چشمشون از کاسه دربیاد که میخوای ۵.۵ نیم هزینه کنی واسه عزیزترینات 😤😤😤😤
مسافرخونه لایق خودش و جد وابائشه،بعدم شما باپول خودت خریدی. قرار نیست پولاتو برای پسر اونا ذخیره کن ...
همون با خودم فکر کردم یعین اگه برای خودشون هم اینطوری رزرو هتل میکردم باز بر میگشت اینو بهم بگه. قربون شما بم که بهم دلداری میدی. انقدر از دیروز سبک تر شدم که نگو
بگو درسته من جوونم و باید پس انداز کنم اما پدر و مادرم هم سن سالی ازشون گذشته باید آسایش داشته باشن ...
ببین انقد من اون لحظه شوکه بودم که جز لبخند زورکی هیچ کاری نتونستم بکنم. واقعا شما خودت تو این شرایط بودی میتونستی این حرفارو بزنی؟ میدونی اون لحظه که پشت چشم نازک کرد و گفت نیازی نبود حالا حتما هتل نزدیک حرم براشون بگیری دلم میخواست بمیرم
والا چه رویی دارن مردم خانواده ادم زحمت بکشه بزرگت کنه به یه جایی برسونتت بعد که دستت به یه جایی بند ...
واقعا منم خیلی حالم بد شد. تازه پول و حقوق خودم بود. اگر هم کسی پول از دست میداد اون من بودم. میخواستم برگردم بهشون بگم چطور الان شما تو فرودگاه امام پرواز دارید با پول خودتون دارید میرید؟؟؟!!!!!!خب شما هم زمینی میرفتین دیگه