بر خلاف بقیه با اینکه تجربه زندگی مشترک مادر شوهر و خیلی چیز هارو ندارم از همون اول میدونستم اشتباهه حتی فکر به برگشتن
هیچوقتم حرفای شوهرت رو باور نکردم چون دقیقا مثل منت کشی های دوست پسرها بود دروغ محض فقط برای گول زدن...
(راستش چون یه بار گفتی وقتی 20 و خورده ای سالش بود با بچه کلاس شیشمی دوست بود دیدم بهش منفی شد برای همین کلا هیچوقت تحت تاثیر قرار نمیگرفتم)
واقعا توی یک کلمه این خانواده حروم زادست همون دفعه که به شوهرت گفتی هرچی سرتون بیاد حقتونه واقعا هم همینه انقدر پست و بی صفت که حتی ارزش اینکه آدم دل بسوزونه برای اینکه داغ دارن رو ندارن برا پسر 30 ساله دختر 18 ساله گرفتن دهن نجسشونم بسته نمیشه
بهترین و درست ترین کاری که توی این مدت کردی این بود جلو خودت رو نگرفتی کاش همون دیروز با عمت میرفتی تا دهن مادر کفتار اون شوهر بی شرفتو می بست دست اون شوهرتم باید قطع کنن شمر مگه با توبه میشه امام ذاتشون همینه بی صفتا
فردا صبح عمتو با یکی دو نفر بفرست برن وسایلاتو بیارن خودتم نرو بعدشم به غیر از طلاق هیچ چیز دیگه ای رو توی مغزت راه نمیدی
اون جریان وامت به همین شوهرت ندادی که؟