سلام،شما لطف دارید،خوشحالم که مفید واقع شده براتون،
ببینید عشق و دوست داشتن،یچیز دِلی(قلبی،درونی)هست و به نظرمن نباید اونو داخل فرمول یا هر چیز دیگه ای قرار داد،اگه شریک عاطفی من این سوال رو از من میکرد متوجه نبود یا کمرنگ بودن حسش بخودم میشدم،جسارت نباشه اما واضح هست شما میخواین این حس رو براش بازی کنید کنیدچون اگه واقعی و دلتون برخاسته بود توی همون لحظه نثارش مکردین،عشق رو باید خالی خالی و خالص داد نه داخل یه چیز دیگه،امیدوارم تونسته باشم منظورمو تفهیم یا تفسیر کرده باشم،
در مورد سوالتون اگه هیچ احساسی بهش ابراز نکنید بهتر از اینه که یه احساس مصنوعی و صرفا کلامی رو به شریکتون ابراز کنید،چون دوستتون اگه بمن شبیه باشه تنها از روی یکی از ده ها نشانه(زبان بدنتون،حس زیر پوستیتون،عمق نگاهتون،تن صدا،برآورد مقدار انرژی حسی عاطفی و مطابقش با کلام و ابرازتون و از همه مهمتر به لحاظ علم شیمی، ابراز یا وجود عشق باعث تولید و ساتع شدن مقدار چشمگیری از هورمون دپامین از بدن شما میشه و بدلیل نیاز حیاطی یک انسان به این هورمون،مغز پیچیده انسان که از عظیمترین و شگفت انگیزترین عناصر یا مخلوق یا موجود در عالم هستی ست و متاسفانه ما انسانها یا قابلیت،یا لیاقت،یا علمش رو نداریم و تا الان بجز تعداد انگشت شماری از میلیاردها انسان زاده شده از ازل تا الان مابقی قدر ندونستیم و درک نکردیم که از قدرتمند ترین هر چیزی در عالم هستی در یک پک فوق فشرده شده در وجود هر کدوم از ما هست،ب محض انتشار هورمون دپامین تمام پُستهای تحت مدیریتش رو رها میکنه وکل انرژی و کل رشته های حسی عصبی و گیرنده هاشو محدود،متمرکز ومعطوف میکنه به چندتا از حواس شش گانه مون که بخش اعظمش رو در اختیار خودش و بینی قرار میده که تمام ذرات دپامین موجود رو قبل از پراکنده شدن،جذب و دریافت کنه و توی یه منبع ذخیره نامعلوم با امنیت بی نهایت محرمانه ذخیره کنه،همزمان حین انجام همین مٲموریت تمام چیزی رو که از سمت شما بهش هدیه شده رو بطور پیشرفته ای آنالیز،تحلیل،تجزیه پردازش و محاسبه کرده و شرت کات(shortcut)پرداش شده از اطلاعات دریافتی رو برای بخشهای مربوطه ارسال و اصل اسناد رو تحویل و به ضمیر نــــاخـــــود آگــــاهمون تسلیم میکنه از این طریق دقیق متوجه جنس اِبراز،کیفیت اِبراز
وحتی مقدار و صحت یا عدم صحت کُنش شما میشه و بهش واکنش هم میده ،پس اولین حرفم اینه که هر چقدر و هر جور باشه واقعی و از دل بر آمده باشه و وقتی هم برآمد بهیچ وجهی نگهش ندارید،فورا" دنبال ثانیه مناسب و هیجان انگیز باشید و به صورت سوپرایز غیر قابل پیش بینی خودآگاه ایشون،با تمام وجود واقعیتون بدون هیچ انتظاری تقدیم وجودش کنید،بلا تشبیه اجبارا این مثال ضعیف رو برا روان سازی توصیفم اراٸه میدم، شما گوشت،میوه،یا حتی نون یا آب تازه رو برا استفاده ترجیح میدین،چـــرا؟ : بدلیل اینکه خوش طعم تر و گواراتر هستن هنوز پر خاصیت هم هستن،و اگه نگهشون دارید بخشی از خواصشون از دست میره،ضمن اینکه به نظرم چون عشق و احساس ماهیت فیزیکی متراکمی ندارن احتمال حفظ و نگهداری خواص مطلوبشون ممکنه پایین بیاد.البته مطمٸن