آرزو میکنم خدا یکیو نصیبت کنه که اول رفیقت باشه، بعد عشقت! یکی که درکت کنه و بفهمتت، یکی که وقتی بهم ریخته بودی ریشه هاتو به امید گره بزنه و نزاره از هم بپاشی، یکی که دوستت داشته باشه، ۱۰تا اما واقعی! یکی که رفیق لحظه لحظه ی زندگیت باشه، با خنده هات شاد و با گریه هات غمگین، اونیکه وقتی داشته باشیش یعنی ته خوشبختی، اونو برات آرزو میکنم که قسمت قلب مهربونت بشه..!❤️
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
دودی کہ از سیگار بالا میره همون اشڪایی کہ قرار بود پایین بیوفتہ:) ،وقتی خوابیدن میشہ بهترین لذت زندگیــت،شک نڪن به زندگی باختی! خیلی جاها زورم رسید ولی دلم نیومد.. دارم غرق میشم..! میان باتلاق افکار خاکستریم..:') جایی خوانده بودم که درد آدم را بزرگ میکند و روح را صیقل میدهدو تجربه را زیاد میکند. هیچ جا ننوشتهاند که درد با یک زن، با یک مادر چه میکند. مادران درد کشیده یا زود میمیرند، یا برای همیشه میروند، یا میمانند با چشمانی که رنگِ بیتفاوتی گرفته استو دستانی که زیر ناخنهایش جز چیزی نمیروید، و گیسوانی که رقص بر شانههای زنانه را به خاطر نمیآورند. مادرانی بی هیچ آرزویی، با دنیایی کوچک. دنیایی بسیار بسیار کوچک. هیچکس از مادرانی که به بهشت نمیروند چیزی ننوشته است
آرزو میکنم خدا یکیو نصیبت کنه که اول رفیقت باشه، بعد عشقت! یکی که درکت کنه و بفهمتت، یکی که وقتی بهم ریخته بودی ریشه هاتو به امید گره بزنه و نزاره از هم بپاشی، یکی که دوستت داشته باشه، ۱۰تا اما واقعی! یکی که رفیق لحظه لحظه ی زندگیت باشه، با خنده هات شاد و با گریه هات غمگین، اونیکه وقتی داشته باشیش یعنی ته خوشبختی، اونو برات آرزو میکنم که قسمت قلب مهربونت بشه..!❤️
دودی کہ از سیگار بالا میره همون اشڪایی کہ قرار بود پایین بیوفتہ:) ،وقتی خوابیدن میشہ بهترین لذت زندگیــت،شک نڪن به زندگی باختی! خیلی جاها زورم رسید ولی دلم نیومد.. دارم غرق میشم..! میان باتلاق افکار خاکستریم..:') جایی خوانده بودم که درد آدم را بزرگ میکند و روح را صیقل میدهدو تجربه را زیاد میکند. هیچ جا ننوشتهاند که درد با یک زن، با یک مادر چه میکند. مادران درد کشیده یا زود میمیرند، یا برای همیشه میروند، یا میمانند با چشمانی که رنگِ بیتفاوتی گرفته استو دستانی که زیر ناخنهایش جز چیزی نمیروید، و گیسوانی که رقص بر شانههای زنانه را به خاطر نمیآورند. مادرانی بی هیچ آرزویی، با دنیایی کوچک. دنیایی بسیار بسیار کوچک. هیچکس از مادرانی که به بهشت نمیروند چیزی ننوشته است