یه ماهی هست با یه نفر که دوستش داشتم رابطمون بهم خورده، عصری هم زن برادرم اومد و کلی تیکه بارم کرد که ادم باید به فکر زندگیش باشه، نمیدونم ازدواج کنه، نمیدونم کسی که طلاق گرفته فلانه، اخه مگه من بدم میاد منم دوست دارم سر و سامون بگیرم
تو خونه سعی میکردم مشکلات بیرون رو نگم اینبار که فهمیدن هی مامانم میگه خودت کردی و از این حرفها، دیگه نمیکشم راستش خسته شدم