مادرشوهرم با جاریم و برادرشوهر عصری رفتن مشهد پدرشوهرم نرفته سر شبی برای پدرشوهرم شام بردیم بعد میبینم مادرشوهرم در اون اتاقی که کمد هست قفل کرده رفته انگار من میخوام برم اتاق اون کنکاش کنم...رخت خواب پدرشوهرم انداخته بود یه اتاق دیگه ...الان ده ساله عروس بزرگشم هستم انقد اعصابم خورد شد که نگو...نمیدونم به شوهرم گفتم ازش بپرس ببین ما غریبه بودیم بعد میگم ولش کنم اصلا به روی خودم نیارم....
مادر شوهرتون پرو تشریف دارن رفتارش هم خیلی زشت بوده اگه اینقدر حریم براش مهمه پس نباید از عروسش توقع داشته باشه بیاد برای شوهرش غذا درست کنه و ... چطور اونجاهایی که به نفعش هست حریم شخصی اهمیت نداره اونجاهایی که نبست یهویی مهم میشه!!