ما عقدیم دیوار خونمون ریخته نامزدمم میگه استاد بنا پیدا کردن منم میام کمک خودشم تنها نمیاد میگه من خوشم نمیاد وقتی دارم کارمو میکنم بابات بیاد بالا سرم بگه اینجوری کن اشتباه انجام میدیو فلان بهر حال گفته هر وقت شروع کردن میام
الان بابا مامانم میگن تو خودتو بی ارزش کردی قبلا دومادا اینطوری یودن که اگه میدیدن دیوار ریخته همون لحظه درستش میکردن به شب نمیزاشتن بگذره ولی نامزدت آجرا رو هم اینور نگذاشت خب بنده خدا هم وسط هفته بوده کارگره رفته بود سرکار تو شهرستان دیگه !
حق با کیه واقعا