2777
2789
هجده سالگی اشنا شدم نوزده سالگی ازدواج کردم۲۲سالگی دختر اولم بدنیااومد سی سالگی دختر دومم وخدارو هزار مرتبه شکرررررر همسرم عالیه و خیلی خوشبختم

اگر قرار بود شیعه با شهادت رهبرانش از بین برود،پس کربلا پایان کار ما میبود...

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

نوزده سالگی اشنا شدم بیست ویک سالگی زندگی مشترکمون رو شروع کردیم بالا و پایین بخاطر تفاوتها زیاد بوده و همیشه دنبال حلش بودیمدر کل خدا رو شکر راضی هستیم و بینهایت همدیگرو دوست داریم
🌸 مرنج و مرنجان🌸
من ماهای اخر ۲۳سالگی اشنا شدم چن هفته بعد عقد کردیم الانم دو سال و چن ماه از عقدمون میگذره ۷ ماهه باردارم احساس خوشبختی میکنم البته با وجود مشکلات ریز و درشت که فک کنم تو همه زندگیا باشه فقط اگه بتونیم خونمونو از خانواده شوهر جدا کنیم خوشبخت تر میشم😁
باردار نیستم.. تیکر تولد یکسالگی دخترم عشقم نفسم عمرم 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز