هجده سالگی اشنا شدم نوزده سالگی ازدواج کردم۲۲سالگی دختر اولم بدنیااومد سی سالگی دختر دومم وخدارو هزار مرتبه شکرررررر همسرم عالیه و خیلی خوشبختم
می دونستید یه بیماری وجود داره که جنین بعد از شکل گیری یه بخش خاصی از مغزش از کار میفته و همینطور رشد میکنه؟خیلی دردناکه،فکر کن این بچه بزرگ میشه به سن و سالی می رسه و یهو تصمیم میگیره کلی آرایش کنه وبا چادر جلو مردم با مداحی دابسمش میگیره
نوزده سالگی اشنا شدم بیست ویک سالگی زندگی مشترکمون رو شروع کردیم بالا و پایین بخاطر تفاوتها زیاد بوده و همیشه دنبال حلش بودیمدر کل خدا رو شکر راضی هستیم و بینهایت همدیگرو دوست داریم
من ماهای اخر ۲۳سالگی اشنا شدم چن هفته بعد عقد کردیم الانم دو سال و چن ماه از عقدمون میگذره ۷ ماهه باردارم احساس خوشبختی میکنم البته با وجود مشکلات ریز و درشت که فک کنم تو همه زندگیا باشه فقط اگه بتونیم خونمونو از خانواده شوهر جدا کنیم خوشبخت تر میشم😁