سلام دوستان.امروزباشوهرم بحث ام شدوهمش دفاع خانوادش میکنه و میگه اوناساده هستن.طوری که انقدسفت ازشون دفاع میکنه.من هیچ میشم.بهم میگه توخودتوبهم غالب کردی.لباسی هم که روزمادرش خریده بودیم.باقیچی پاره اش کرد.گفت حالاهیچی نمیبریم.درصورتی که ماپول اون لباس داده بودیم.اینجورفقط ابرومون میره.هم پولمون رفت.چندماهم هست اقدام میکنم بچه دارنمیشم.دیگه ازهمه چیزوهمه کس بریدم.دیگه دوست ندارم باهاش اقدام کنم.خداهم بچه ام نمیده و دلم ازهمه گرفت.دلم میخوادبمیرم و صبح نشه