بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خیلی م زود نبود آخه..۳ سال ازدواج کردیم...بعد من فقط موندم چرا فهمید حامله م انقد عوض شد..آخه حرفم نمیزنه ببینمچشه فقط داد بیداد میکنه و وسیله میشکونه.خب من اگر میدونستم این اینجوریه اصلا باهاش ادامه نمیدادم ک بخوام باردار بشم
یا حدااااااا دیت رو زن حامله بلند کرده؟؟؟؟؟ انسان نیست اون به خدا قسم من جای تو بودم در جا طلاااااا ...
من بعد از اینکه منو زد رفتم خونه بابام ولی انقد فشار روم بودو کم عقلی کردم نگفتم منو میزنه و نرفتم از ترس پزشکی قانونی.اول گفتم ماموریته بعد گفتم یکم اذیتم میکنه کم کم شروع کردم گفتن ی هفته طول کشید تازه گفتم حامله م.خدا نابودم کنه خیلی پدر و مادرم و اذیت کردم. الان ک باردارم از چن تا وکیل پرسیدم نمیتونم طلاق بگیرم چون مدرکی ندارم..اومد دنبالم برگشتم خونه فقط برا ی جمع کردن مدرک. انقد تو فشارم ک خدا منو ببخشه بچه هم اذیت میشه حتما
بیا اینم اخر عاقبت ازدواج در کشور ما،اونوقت دخترا تا مجردن فکر میکنن خونه شوهر واسشون 💩💩💩
دقیقا.من خودم ۴ تا خواهر بزرگ تر از خودم دارم.بوه آخر بودم تو ناز و نعمت و رفاه داشتم زندگی میکردم .وقتب بابام فهمید منو میزنم باهاش برخورد کرد نفرتو تو چشماش دیدم میگفت من دستم ب دخترم نخورده تو بیجا کردی زدی... بیچاره ها وقت الان تو خونه نگران منن.با اینکه همش بهشون زنگ میزنم میگم خوبم اما مگه باور میکنن..