2789
عنوان

ارزو هایم

20 بازدید | 0 پست

احساس می کنم تمام آرزو ها یم در جلوی چشمانم فرو ریخت


همچون برجی که زلزله ویرانش کنم 


شده ام مثل یک دونده که از دویدن ترسی ندارد 


حتی دویدن را دوست دارد 


ولی راه نمی داند 


مقصد نمی داند 


چه شیرین بودند روز های کودکی 


روز هایی که به خیال خود چه طبق معمول همیشه شاگرد اول کلاس شده ام وقتی بزرگ شده ام فلان میشوم و بمان میشوم 


چه شیرین بود 


شاید خیالات ام واقعی نبود 


ولی من به اندازه ی واقعیت از آن لذت می بردم 


حالا رسیده ام به نقطه ی پایان 


به همان جایی که این همه سال از تصورش لذت می بردم 


تمام شیرینی این سال ها تبدیل شد به کام تلخ 


من از دویدن خسته نیستم 


حتی دویدن رو دوست دارم 


مسیر را بلد نیستم 


کجا بروم چه کنم 


کاش بخوابم و برخیزم ببینم رتبه ها آمده و قبولی ها اعلام شده من همانی شده ام که می خواستم 


یا اینکه برگشتم به کودکی همان جایی که با نمره ۲۰ ریاضی فکر می کردم قرار است به همه ی آرزوهایم برسم


و عقربه های ساعت باشند در این کودکی تا دوباره بزرگ نشوم 


ارزو هایم تصوراتم واقعی نبود 


ولی من به اندازه ی واقعیت از آن لذت می بردم 


خسته ام خسته تر از خسته 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز