2777

😔 #

برای هشتگ "😔" 274 مورد یافت شد.

تا زمانی ک بچه بودم کارهاش بامزه بود البته گاهی هم دعوامون میشد ولی خوب نمک بود همه چی

ولی وقتی به سن بلوغ رسیدم همه چی عوض شد و روز به روز فاصله منو بابام زیاد میشه 

خیلی تلاش کردم ک ازم سرد نشه ولی سرد شدع و حالا حسرت بغلش رو چن ماه دارم حتی بهش گفتم دلم بغلت رو میخواد بهونه کرونا رو اورد بعد اجی ۳۰ سالم رو بغل کرد

بخدا.حسود.نیستم😔#  

فقط بهم دروغ گفت دوس نداشت بغلم کنه حتی دیگه حالمم نمیپرسه 😔دل شکن شده دوس داشتم همه چی مثل قبل میشد 😔



خدا پدرت رو بیامورزه اسی 😔

خدا پداری مهربون و بامزه رو هم حفظ کنه ♥️

اول لباااااااس می‌خریدم. ینی انقدددد لباس می‌خریدم که دیگه حالم از لباس بهم بخوره. وقتی بزرگترین ارزوی فعلیت میشه یه لباس ۷۵ تومنی، پس ۱۰ ملیون برات حکم بهشت این دنیا رو داره. بعدشم خوراکی. انقد لباس و خوراکی می‌خریدم که دیگه نرم توی گوگل دنبال عکس غذا و توی باسلام دنبال لباس.

۲۰۰ تومنشم می‌ذاشتم برای باتری گوشیم. اگه اجازه می‌دادن گوشیم رو عوض می‌کردم.

عه راسی تلفن خونمونم خراب شده. یه تلفنم می‌خریدم.😆😆😆😆

درد_دل😆#  

پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز