تا زمانی ک بچه بودم کارهاش بامزه بود البته گاهی هم دعوامون میشد ولی خوب نمک بود همه چی
ولی وقتی به سن بلوغ رسیدم همه چی عوض شد و روز به روز فاصله منو بابام زیاد میشه
خیلی تلاش کردم ک ازم سرد نشه ولی سرد شدع و حالا حسرت بغلش رو چن ماه دارم حتی بهش گفتم دلم بغلت رو میخواد بهونه کرونا رو اورد بعد اجی ۳۰ سالم رو بغل کرد
بخدا.حسود.نیستم😔#
فقط بهم دروغ گفت دوس نداشت بغلم کنه حتی دیگه حالمم نمیپرسه 😔دل شکن شده دوس داشتم همه چی مثل قبل میشد 😔
خدا پدرت رو بیامورزه اسی 😔
خدا پداری مهربون و بامزه رو هم حفظ کنه ♥️