2777

😔 #

برای هشتگ "😔" 275 مورد یافت شد.

تا زمانی ک بچه بودم کارهاش بامزه بود البته گاهی هم دعوامون میشد ولی خوب نمک بود همه چی

ولی وقتی به سن بلوغ رسیدم همه چی عوض شد و روز به روز فاصله منو بابام زیاد میشه 

خیلی تلاش کردم ک ازم سرد نشه ولی سرد شدع و حالا حسرت بغلش رو چن ماه دارم حتی بهش گفتم دلم بغلت رو میخواد بهونه کرونا رو اورد بعد اجی ۳۰ سالم رو بغل کرد

بخدا.حسود.نیستم😔#  

فقط بهم دروغ گفت دوس نداشت بغلم کنه حتی دیگه حالمم نمیپرسه 😔دل شکن شده دوس داشتم همه چی مثل قبل میشد 😔



خدا پدرت رو بیامورزه اسی 😔

خدا پداری مهربون و بامزه رو هم حفظ کنه ♥️

پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز