2777
2789
بعد زایمان ک اومدیم خونه بابام ماکارانی پخته بود شفته بدون رب ولی بهترین غذای عمرم بود و میمونه  ...

منم یکبار بابام اومد برامون دمپختک درست کرد بعد اشتباهی بجای زردچوبه، فلفل سرخ ریخت.. دیگه خودتون تصور کنید چقدر تند بود.

حالا هی میخوردیم میگفتیم تندههههه بعد هی میخندیدیم ... دوباره میخوردیم

ولی عجب مزه داد بهمون.

دل که خوش باشه همه چی مزه داره.

تا خدا هست ... زندگی هست 😊

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

بابام کلا نمیتونه حرفی رو پیش خودش نگه داره سریع لو میده.

یکبار مامانم اینا میخواستن برام تولد بگیرن و سوپرایزم کنند. من بیرون بودم تا اومدم خونه بابام سریع اومد جلو در با یه حالت بامزه ای گفت میخوان برات تولد بگیرن.

صدای جیغ بقیه بود که میگفتند اااااه بابا 😂😂😂


تا خدا هست ... زندگی هست 😊

مجرد که بودم یه عروسکی داشتم شکل سگ بود خیلی شکمش گنده بود و دهنش خیلی گشادوباز بود خیلی بابام ازش بدش میومد همیشه میگفت این یکی عروسکتو بنداز بیرون یه روزی که ازدانشگاه اومدم خونه رفتم تواتاقم دیدم عروسکه دهنش کامل دوخته شده و با سوزن نخ شکمشو دوختن که شکمش به پشتش چسبیده یهو که دیدمش جیغ کشیدم همه اهل خونه جمع شدن ببینن چه خبره موقعی که عروسکو دیدن همه زدن زیر خنده یادش بخیر چقدرخندیدیم از کار بابام هنوزکه هنوزه وقتی تعریفشو میکنیم بابام کلی میخنده



ای جونم 😂😂😂 خدا حفظش کنه ، 

قربونت همچنین😁🤩

چرا بزایم پسری جامو بندازه پشت دری روم بکشه پالون خری عروسم بگه جادوگری   عوضش میزایم دختری جامو بندازه تو پنج دری روم بکشه لحاف زری دامادم بگه تاج سری.😁🤣👑👑
داستان من فرق میکنه شنیدی میگن یه دردایی یه شبا ادم پیر میکنه عین همون من یه شب پیر شدم شوهرم داماد ...

عزیزدلم ... دل منم آتیش گرفت پیامت رو خوندم.

عمویی ، عمه ای، کسی ندارین؟!

نمیشه بابا بره پیش فامیلی یا مهمان سرایی یا مسجدی یا حتی مغازه ی آشنایی بخوابه. ببخشید یکجایی هست که شهرداری به افراد برای خواب میده

نمیشه اونجا برن.

ماشین خطرناکه بخصوص تو گرما باعث خفگی میشه 

تا خدا هست ... زندگی هست 😊

تا زمانی ک بچه بودم کارهاش بامزه بود البته گاهی هم دعوامون میشد ولی خوب نمک بود همه چی

ولی وقتی به سن بلوغ رسیدم همه چی عوض شد و روز به روز فاصله منو بابام زیاد میشه 

خیلی تلاش کردم ک ازم سرد نشه ولی سرد شدع و حالا حسرت بغلش رو چن ماه دارم حتی بهش گفتم دلم بغلت رو میخواد بهونه کرونا رو اورد بعد اجی ۳۰ سالم رو بغل کرد

بخدا.حسود.نیستم😔#  

فقط بهم دروغ گفت دوس نداشت بغلم کنه حتی دیگه حالمم نمیپرسه 😔دل شکن شده دوس داشتم همه چی مثل قبل میشد 😔



خدا پدرت رو بیامورزه اسی 😔

خدا پداری مهربون و بامزه رو هم حفظ کنه ♥️

چاره کن درد کسی که از همه ناچار تر است🌱🤍

عروسی کردم و بردن منو

صبحش بابام از خواب بیدار شد هی دماغشو کشیده یعنی که ناراحته و داره گریه میکنه

مامانم بلند شده دلداری بده که چرا گریه میکنی که یهو بابام ریز باد شکم خیلی خیلی طولانی کرده😫مامانم میگه حرف تو دهنم موند😂


چقد فشار روش بود😞


به روفرشی میگه زیرفرشی 😄 بهش میگم باز دفعه بعد یادش میره😍

پدرمنم همیشه ب چرخ گوشت میگ گوشت چرخ کرده🤣🤣

همیشه هم مادرش براش لیست خرید مینوشت ک فراموش نکنه چی بخره..

بازم کلا فراموش میکرد ک کاغذ توجیبشو باید بخره 😆😆

حالِ دِلم خوبه چون خُدا باهامه  وگرنه                                 میدونم دَرد از هر طرف دَردِ☘🥀                                             عضو گروه آبی💙وزن اولیه۷۶💙وزن هدف۷۰                             به امیدموفقیت🖐
ی بار بابام میخاست ی چیزیو درست کنه همشم میگفت اره بلدم و فلان ن برید کنار خودم درست کنم  بعد ...

چه قدر از امضات خوشم آمد خدا براتون حفظش کنه

خدا کاری نمی کنه 🙃🙃شاهکار میکنه 😍😍.پس کارهاتو بسپار به خودش ..😁😁 راستی من کاربر جدید نیستم از وقتی یادم میاد تو نی نی سایت بودم . ولی خواننده خاموش .😎😎هیسسس لطفا هیچ کسوقضاوت نکن 
یبار داداشم داشت با اسلش میرف بیرون نزاشت بره گف یه مررد همیشه باید شلپارش کمربند داشته باشه😐اومدیم ...

شوهر منم همین حرفو میزنه ۳۰ سالشه

🇮🇷🇮🇷🇮🇷 شاهزاده سس خرسی فرزند شاه چمدانی🤣

اومد تو خوابمو گفت من نمردم گم شدم خیلی خوشحال بودم با قهقه از خواب بیدار شدم اما همش خواب بود

😔🥺🥺🥺

خدایا عاقبتمونو بخیر کن🥺🤲.....نظر بده نی نی سایتی عزیز ولی باشعورباش،هرحرفی که از دهنت بیرون بیاد نشونه ادب خانوادگیته...واگه بی ادبی کنی جوابتو نمیدم چون درشان خودم نمی بینم ،(مهربان باش شاید فردایی نباشد)

تازه رفته بودیم تویی خونه جدیدمون .بابام از پشت بوم برگشت داشت کارهای پشت بوم انجام میداد .دید مامانم داره پرده نصب میکنه به زور کشیدش پایین گفت خودم میرم تو میفتی.  خودش همین جور میرفت جلو و نصب میکرد .آمد پایین گفت خوب شد .نگاه سقف کردیم دیدیم سقف کلا سیاهه نگو سر بابام دودی و سیاه شده هرجا رفته سقفه رو با خودش سیاه کرده یعنی ماپایین ترکیدیم از خنده 

خدا کاری نمی کنه 🙃🙃شاهکار میکنه 😍😍.پس کارهاتو بسپار به خودش ..😁😁 راستی من کاربر جدید نیستم از وقتی یادم میاد تو نی نی سایت بودم . ولی خواننده خاموش .😎😎هیسسس لطفا هیچ کسوقضاوت نکن 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز