با شروین و شاهدخت از در بیاد تو بعد داد بزنه عیال عیال کجایی ؟؟؟
منم در حالیکه دارم شیشه شیر شارمین و تکون تکون میدم بگمبله چی شده ؟!
بعد دستاشو بیاره بالا یه شما پر اب نشون بده بگه نیگاه کن اندازه بچه ها ماهی قرمز ۳دم گرفتم بعدم با ذوق بگه از بالا یخچال تنگ و بیار اینا رو بندازم توش بعدم بگه بیا این لاکپشت رو هم بزار تو جعبه کفشی من با حرص بگم الان دوماه مونده به عید واسه چی خریدی اخه
الان فردا اینا میمیرن وای وای از دست بی فکریای تو من چه کنم
عاقایی بگه حرص نخور عیب نداره خودم تنگ و میام از اون بالا میارم بعدم زمزمه کنه وای وای چقدر غر میزنه !!
من با حرص داد بزنم چی چی داری؟ میگی فکر نکن تو اشپزخونم نمیشنوما!!!
عاقایی بگه هیچی عجقم هیچی به خدا!!
فان#