2777

😁 #

برای هشتگ "😁" 1831 مورد یافت شد.

عاقایی در بزنه بیاد تو داد بزنه منا مریلا ماندانا کجایین؟

 من از تو اشپزخونه در حالیکه دستام کفیه بیام بیرون و بگم نیستن امشب خونه مامانم موندن دارم اشپزخونه رو میسابم گفتم جلو دست و بالمو نگیرن عاقا برو بیژامه خط خطیه رو با عرقگیر ابیه رو بپوش بیا سریع!!

عاقاییم بره لباس عوض کنه و بیاد بگه چیه چی شده رخت کارگری تنم کردی منم داد  بزنم بگم با دمپایی بیا کف خیسه شیلنگ انداختم شستم بیا برو بالا چهارپایه بالای کابینتا رو با کف بشور دستمالم بکش عاقاییم بگه ولمون کن خانم اخه عید کی میره بالا کابینتو ببینه کثیفه یا تمیزه نیگاه الان انقدر اب ریختی کف خراب میشه میریم تو خونه ی خانم کچل نژاد 

با حرص بگم واااای کار کردنتم نخواستم برو چایی بریز ببر منم الان میام 

بعد برم کنار عاقا بشینم عاقایی یع نیگاه بکنه بهم بعد با وحشت بگه یا خداااا چقدر مو سبیل در اوردی موهات چرا سه رنگه شده وای وای شب خوابم نمیبره من با حرص بگم هار هار خندیدم اون موقع که رفتم ارایشگاه اپی و رنگ و اصلاح و ماسکم شد ۲تومن اون موقع بترس و بلرز بعدم دستمالو پرت کنم سمتش وداد بزنم بالا کابینت مونده سرررریع بدوووو تمیز کن!!!!

فان#  

این مطلب طنزه دوست ندارین کامتت نزارین


کیا وقت ارایشگاشونو گرفتن دستا بالا🤩


نیلوفر و نادر و نیلی خواب باشن منم یه لیست بلند بالا بنویسم بدم دست عاقا بگم فردا برام اینارو بخر حتما

عاقایی یه نیگاه به لیست بندازه بگه اووووه چه خبره؟

مرغ و بلدرچین و که خط میزنم مگه نشنیدی تو چین کرونا اومده اینا رو نباید بخوریم 

با حرص بهش خیره بشم دستامو بزنم به کمرم و بگم اخه اینا چه ربطی به خفاش دارن؟ 

عاقاییم بگه پرنده پرندس دیگه اینارو خط زدم بعدم چرا اینهمه جرمگیر  و لکه بر و براق کننده سفارش دادی چه خبره مگه ؟

با خرص بگم وا دوروز دیگه عیده میخوام خونه تکونی کنم میخوامشون 

عاقایی با حرص بلند شه بگه ای خدا همین الان میرم پرواز میکنم به مقصد ووهان چین بزار از این خونه تکوتی لعنتی واسه همیشه راحت شم منم با حرص بهش خیره شم بگم بهتر کی میری ؟ داری میری لامپ رو  هم خاموش کن اشغالا رو هم بزار دم در والا 



فان#  

این مطلب طنزه دوست ندارین کامنت نزارین 

کی خونه تکونی رو شروع کرده؟


این روز هایش از روزِ شهادت  مادر درد آور تر است . . 

این روز های بستری بودن را می گویم !
همین روز هایِ آخر که از چشم های خسته مادر معلوم است ماندنی نیست
همین روز هایِ سکوتِ خانه علی و
بغص بچه ها وقتی نگاهشان
به نگاه مادر گره میخورد ...
اوج درد ها همین روز های شرمندگیِ
فاتحِ خیبر است ،
وقتی درد کشیدن های فاطمه را میبیند ... اهل روضه :

غسلها..كفنها...ثم جلس وحيداً ..
يبكيها..بعدها همس في لحدها:
زهــراء..؟!
أنا،علي..! 

غسلش داد،،کفنش کرد

آن گاه نشست و تنها برایش گریه کرد

بعد آرام درون قبرش گفت:

زهرا...منم علی😢


صلی الله علیک یا فاطمة الزهرا

‍# اول مظلوم عالم

#اشهد ان امیرالمومنین علیا ولی الله

داغ ترین های تاپیک های امروز