2777

نازبانو #

برای هشتگ "نازبانو" 48 مورد یافت شد.

شعر چالش امروز💖💖




" رفتی و یاد تو اینجاست ،خدا رحم کند"

 گریه وابسته به غمهاست خدا رحم کند


حوصله کم شده از حسرت دیدار ولی

وعده ات باز به فرداست خدا رحم کند


عطر پیراهن جا مانده ،به سر خواهد زد

همه ی شب، شب یلداست خدا رحم کند


گر چه  رو راست نبودی زِ ازل با عشقم

 همه ی حرف تو امّاست خدا رحم کند


چشمها پر شده از درد و غم و حسرتها

غصه محکوم به دلهاست خدا رحم کند


شعله زد رفتن تو خرمن دل را سوزاند

پشت لب سوزِ نواهاست خدا رحم کند


هرچه را می نگرم نیست نشان از مهرت

سینه ام دشت بلاهاست خدا رحم کند


رفتی  و می روم و باز بگو خواهم رفت

همه ی شعر معماست خدا رحم کند



نازبانو# 







شعر چالشی امروز🌹🌹🌹🌹


 خیمه بزن به قلب من ،صاحب این خانه تویی
پادشهی به قلب من حاکم جانانه تویی


جلوه ی ماه میکنی هوش زدیده می بری
 رخ بنمای ای صنم ، پیکر و بتخانه تویی


بارگه است چشم تودل به طواف می برم  
شمع شوم چون بر تو، رقص پروانه تویی


تیر نگاه چشم تو، شعله به جان می زند
 بوسه بده از لب خود ساقی و پیمانه تویی


دست بشستم از جهان ساکن ویرانه منم
تیره وتار گشته ام،، ماه به کاشانه تویی

 
جلوه ی ماه میکنی هوش زدیده می بری
 رخ بنمای ای صنم ، پیکر و بتخانه تویی


دل نسپار راه غم ، عمر گرانمایه بکن
قهقهه زن از ته دل ،خنده ی مستانه تویی


هر سخنی به انجمن نیست روای گفتنش
پند کمم ده ای رفیق ، واعظ دیوانه تویی

نازبانو#

مصرع چالشی🌹🌹

 امروز زیاد با مصرع چالشی نتونستم ارتباط بگیرم...

این چند بیت تقدیم نگاه مهربانتان❤❤


امروز را آرام تر ...با من مدارا کن
باحس آغوشت مرا مانوس با رویا کن

احساس من برعشق تو،همواره حاشا میشود
پنهانم از چه میکنی کتمان چرا؟ افشا کن

مدهوش حسی میشوم گویی طنینی دلکش است
درگوش من شعر و غزل با شورخود نجوا کن

وامانده  در کار خودم،بازیچه ام در روزگار
گم گشته ام در حس تو! اکنون مراپیدا کن

بیخود زخود که میشوی عاشقتری در کار خود
یکباره سر کش این قدح کمتر ز عشق پروا کن

امشب که در وصل توام در آسمان جولان دهم
چون ماه کامل میشوم بر ماه خود اغنا کن

نازبانو#  




شعر چالش امروز🌹🌹🌹



" دل به غم هایش سپردم نیست آرامم هنوز

  سالها چشمم به در،برعشق ناکامم هنوز


ازدر دیوان عشقش نام من خط خورده است

تلخیم سر ریز گشته، زهر آشامم هنوز


بی حیایم کرده این عشقی که سودایی نداشت

عاقبت رسوا بگردم، نیست فرجامم هنوز


هر چه طعنه میزنم اندک نمی گردد غمم

هیچ هم تسکین نیابد، درد والامم هنوز
 

او مرا  ارزان  فروخت تنها به عشق دیگری

باورم گر چه نشد در شوک واوهامم هنوز


گم شدم در خاطرش، اما بمانده خاطرم

جز به نامش نگذرد ذکری، به ایامم هنوز


 گر شدم عاشق صفت ، میلی به دیدارش کنم

شرط جان دادن بدادم ،مژده انعامم هنوز


 او نخواهد عشق من حالی چرا این دل نشد؟

او که شیرین می‌شود،فرهادخوشنامم هنوز


گر تسلی می دهم خاطر به اشعارم  ولی

حال من حبس ابد یا حکم اعدامم هنوز


نازبانو#  

سلام خواهرای گلم میشه وقتی چالش رو میزارید آخرش اسمتونو اینجور تایپ کنید تا بشه شعراتونو پیدا کرد

من وقت نمیکنم صفحه ب صفحه بگردم

@nazbanoo8300  

نازبانو#  

@مهریماهم  

مهریماهم#  

@دختربارونی66  

دختربارونی66#  

@nafasam1370  

nafasam1370#  

 ,وبقیه دوستان لطفا اون#بزارید تخلصتونو هرچی هست بنویسید بعد یه فاصله برنید ابی شه بزار بشه چالش همه رو خوندممنونم از توجهتون😑😑😑😑✌✌✌

شکسته بال پرواز دای دویموشام  ز دنیا
سِن فقط عدد نیست بوکولدی قد رعنا

تمام درد عالم یولداش اولوبدی منله
مرده ی توی قبرم،نییع ائتمیشم حاشا

فلک منه زور دئیر مانده ام در کار خود
هر سازینا اوینادیم بازیچه کرده من را

سخت گذشت زندگی یاری یولدا قالمیشام
چالیشمیشام چوخ قدر،دگر نمانده یارا

یولارا گوز تیکمیشم با حسرت نگاهم
کاش که می شنیدی صحبت ائدنده رویا

من آرازام باتمیشام غریبه در دیارم
 اشک دگر نمانده گوزلر دولوبدو قانلا

هر گلنه سوئلدیم سفره ی دل گشودم
داغ باشینان آخار کن،چکید اشک غمها😐😢

نازبانو#  


🌹🌹شعر چالشی امروز🌹🌹



" ترسم که تو هم یار وفادار نباشی "
شهزاده شوی  طالب دیدارنباشی

آسوده ببخشم دل خود بر دلت اما
بر این دل زارم تونگهدار نباشی

من چله نشین  شب دلداده گی خود
ترسم برسم کوی تو بیدار نباشی

از عشق زنم داد، شوم شهره ی شهری
هی جار زنم لیک ،خبردار نباشی

فاتح نشوی بر من دلخسته ی عاشق
در لشکرعشاق ،علمدار نباشی

ارزان بفروشم همه ی جان و تنم را

میترسم از آن باز خریدار نباشی

هی دور شوی دور شوی از من مسکین
دلواپس این خنده ی کشدار نباشی

آنقدر شوم غرق خیالت  که بمیرم
جان را بدهم بر تو و تبدار نباشی

رسوا بشوم  در غم هجران تو شاید
حاشا بکنی عشق من و یار نباشی  


عشق است چو گنجینه ولی ترس من این است
 تولایق این گنج بهادار نباشی


نازبانو#  

🌹شعر چالش امروز🌹



بر سرم شور تو وشوق تو ونام تو است
هم دلم هم که سرم هم نفسم خام تو است
 باختم این سر شوریده به سودای دلم
گوشه چشمی بکنی هرغزلم رام تو است


 من دلم تنگ که نه، غمزده ی چشم تو بود
 دلِ خالی شده از مهر من و خشم تو بود

قانعم اندکی از مهر تو هر چند کم است
آخر قصه ی ما هم نرسیدن به هم است
از ازل طالع من نحس و به فرجام نبود
دل پژمرده ی من زاده و همراه غم است



 " من دلم تنگ که نه، غمزده ی چشم تو بود "
 دلِ خالی شده از مهر من و خشم تو بود



نشدی رام نگاهم گله از بخت من است
تو ببخشای، گنه از دل سر سخت من است
سردی روی تو و سوز من وبزم تو هست
قلب تو تیره وتاریک چونان رخت من است



 من دلم تنگ که نه، غمزده ی چشم تو بود
 دلِ خالی شده از مهر من و خشم تو بود


رسم عشق ،دادن جان بر سر پیمان دل است
 بازی شرط ویقین برسرایمان دل است
رفتن ودل بِبُریدن به خدا رسم تو ماند
 پشت سرآه من وناله ی سوزان دل است



 من دلم تنگ که نه، غمزده ی چشم تو بود
 دلِ خالی شده از مهر من و خشم تو بود
 
نازبانو#  

پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز