غزلبانو #

برای هشتگ "غزلبانو" 384 مورد یافت شد.

زندگی چیست؟ پر از درد برای من و تو 

سرد و بارانی و تار است هوای من و تو 

روزگاری است که با غصه و غم ساخته ایم

اندکی صبر، بزرگ است خدای من و تو 

عشق و عاشق شدن و دلبری و مجنونی 

چه گناهی که نوشتند به پای من و تو 

.....


غزلبانو#  

مرا ببخش عزیز این نوشته گر تلخ است

نداشت چاره که این داغ شعله‌ور تلخ است

کنار پنجره گلدان، شکسته خشکیده

قبول مرگ درختان بارور تلخ است

روایت من و تو، خاطرات ما با هم

شبیه قصه‌ی آن جنگل و تبر تلخ است

هنوز بعدِ هزاران غزل نمی‌دانم

چرا برای دلم واژه‌ی سفر تلخ است

هنوز پشت در خانه قاصدک جاری‌ است

نگفته می‌شنوم، حس این خبر تلخ است

اگر چه قافیه دارم، اگر چه لبریزم

ولی ادامه‌ی این شعر مختصر تلخ است

غزل چگونه بگویم، نگو "غزل­بانو"

نهیب بوسه­ی اشعار شعله­ور تلخ است


غزلبانو#  

هرازگاهی خودم را مثل یک بیمار می‌بینم

درونم را پر از احساس ناهموار می‌بینم

وَ دلگیر از همان‌هایی که قدری دوستم دارند

وَ حتی من خودم را از خودم بیزار می‌بینم

نمی‌دانم چه درد مبهمی افتاده در جانم

تمام روز را من مثل شام تار می‌بینم

زمانی می‌شود گم می‌کنم خود را و بعد از آن

میان کوچه عکس خویش بر دیوار می‌بینم

نه ذوق گفتن شعری، نه حس شاعری در من

وَ این ابیات را انگار از اجبار می‌بینم

چرا هیچ اتفاق تازه‌ای در من نمی‌افتد

فقط در زندگی تکرار در تکرار می‌بینم

من از این درد آشوبم، کسی این را نمی‌داند

برای خویشتن آینده را دشوار می‌بینم

دلت را آسمانی کن، "غزل­بانوی" دریایی

که در اشعار زیبایت هزار اسرار می­بینم


غزلبانو#  

پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز