غزلبانو38 عمری شکسته های دلم را بدون تو با قطره های اشک به هم بند می زدم با آنکه درد توی دلم شعله می کشید اما همیشه پیش تو لبخند می زدم غزلبانو# برو به پست
غزلبانو38 لحظه ای دیدمت دلم لرزید بغض تلخم دوباره سر وا کرد آه از این بغض های طولانی آه از این حسرت سراسر درد غزلبانو# برو به پست
غزلبانو38 گفته بودی خواب زن تعبیر چپ دارد ، ولی خواب دیدم آمدی ، این بار تعبیرش نکن غزلبانو# برو به پست
غزلبانو38 هوای گریه دارم بغض از من فقط یک شانه ی مردانه از تو رها در گرمی آغوشت از من پناه این دل دیوانه از تو غزلبانو# برو به پست
غزلبانو38 با تو فصل بهار می آید توی قلبم قرار می آید تا نوشتم ز نام تو شعریدر غزل اعتبار می آید بداههغزلبانو# برو به پست
غزلبانو38 با تو بودن چقدر زیبا بود حس خوب رها شدن از درد مهربانم چقدر محتاجم بار دیگر به خاطرم برگرد غزلبانو# برو به پست
غزلبانو38 گفتی اینجا همه مَردند، گمانم برعکس این همه درد نشانی است که نامرد پُر است غزلبانو# برو به پست
غزلبانو38 گاهی فقط باید دروغی گفت و پایان داد: آرامِ جان خوش باش، اینجا حال من خوب استغزلبانو# برو به پست