غزلبانو38 دردهای یواشکی یعنی، بی صدا کنج خانه بنشینی بی صدا با عبور هر لحظه، مرگ را روبروت بگذاری غزلبانو# برو به پست
غزلبانو38 خیالی نیست می گویم که در این روزگارِ درد شکستن های پی در پی ، مرا اینگونه شاعر کرد💛😔غزلبانو# برو به پست
غزلبانو38 هوای گریه دارم بغض از من فقط یک شانه ی مردانه از تو رها در گرمی آغوشت از من پناه این دل دیوانه از تو 💛😔غزلبانو# برو به پست
غزلبانو38 با تو بودن چقدر زیبا بود حس خوب رها شدن از درد مهربانم چقدر محتاجمبار دیگر به خاطرم برگرد 💛😔غزلبانو# برو به پست
غزلبانو38 گاهی پر از شعری ولی حس سرودن نیستگاهی قفس باز است و میل پر گشودن نیست من تازه فهمیدم که دنیا با همین وسعتحتی برایم گوشه ای هم جای بودن نیست💛😔غزلبانو# برو به پست
غزلبانو38 عمری شکسته های دلم را بدون تو با قطره های اشک به هم بند می زدم با آنکه درد توی دلم شعله می کشید اما همیشه پیش تو لبخند می زدم 💛😔غزلبانو# برو به پست