2777

غزلبانو #

برای هشتگ "غزلبانو" 372 مورد یافت شد.

شب آمده تا خواب کند چشم ترم را

انکار کند گریه ی وقت سخرم را

شب آمده تا پلک ببندم که نبینم

دنیا، پل ویران شده‌ی پشت سرم را

من دختر شیدا شده‌ی فصل بهارم

افسوس که پاییز زده دور و برم را

بگذار که این پنجره‌ها بسته بماند

آسوده ببندم چمدان سفرم را

تا هیچ کسی شاهد این درد نباشد

این درد که آتش زده جان و جگرم را

بگذار کسی جز خودم و جز تو نبیند

اشعار ز غم سوخته‌ی شعله ورم را

جاری شده از من غزلی داغ‌تر از قبل

ای کاش بیایی و ببینی هنرم را

این سوختن و ساختنم هیچ مهم نیست

وقتی که ته قصه بگیری خبرم را

وقتی که ته قصه رسیدن به تو باشد

من می‌کنم آغاز مسیر خطرم را

دنیای "غزل­بانو" از این قصه بری شد

تا سوخت در این آتش سوزان اثرم را

غزلبانو#  

داغ ترین های تاپیک های امروز