ilyas عمـر مـا را مهلـت امـروز و فـرداے تـو نیسـتمـن ڪـہ یـڪ امـروز مهمـان تـوام ، فـردا چـرا؟شهـریار# 💎 برو به پست
ilyas چـو عمـرم مـدتـے بـا گـل گـذر ڪردڪمـال همنشیـن در مـن اثـر ڪردوگـرنـہ مـن همـان خـاڪم ڪہ هستـم!شهـریـار# 💎💎 برو به پست
راه،بی،نهایت از غم جدا مشو که غنا میدهد به دلامّا چه غم، غمی که خدا میدهد به دل...شهریار# برو به پست
راه،بی،نهایت شرطِ هواداریِ ما؛ شیدائی و شوریدگیستگر یار ما خواهی شدن؛ شوریده و شیدا بیا...!شهریار# برو به پست
راه،بی،نهایت ای غم! بگو از دستِ تو آخر کُجا باید شدن؟!در گوشه یِ میخانه هم؛ ما را تو پیدا می کنی...شهریار# برو به پست
راه،بی،نهایت از عشقِ من به هر سو در شهر گفتگویی است؛من عاشقِ تو هستم این گفتگو ندارد...!شهریار# برو به پست
راه،بی،نهایت شرمسار توام ای دیده ازین گریه یِ خونینکه شدی کور و تماشایِ رُخَش سیر نکردی...شهریار# برو به پست
راه،بی،نهایت نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سوخت! ای جانم به قربانتتحمل گفتی و من هم که کردم سال ها اما؛چقدر آخر تحمل بلکه یادت رفته پیمانت...!شهریار# برو به پست
ilyas تو خود شعری و چون سحر و پری افسانه را مانیبه افسون کدامین شعر در دام من افتادیگر از یادم رود عالم تو از یادم نخواهی رفتبه شرط آن که گه گاهی تو هم از من کنی یادیشهریار# 💎💠 برو به پست
راه،بی،نهایت تو با اغیار پیشِ چشمِ من مِی در سبو کردیمن از بیمِ شماتت گریه پنهان در گلو کردم...شهریار# برو به پست