نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت که جانم در جوانی سوخت! ای جانم به قربانت تحمل گفتی و من هم که کردم سال ها اما؛ چقدر آخر تحمل بلکه یادت رفته پیمانت...!
شرطِ هواداریِ ما؛ شیدائی و شوریدگیست گر یار ما خواهی شدن؛ شوریده و شیدا بیا در کار ما پروائی از؛ طعنِ بداندیشان مکن! پروانه گو در محفل این شمعِ بی پروا بیا...