2777

آرامش #

برای هشتگ "آرامش" 17 مورد یافت شد.

آرامش#
قدرتم؟کدوم قدرت؟ چشمکی زد و گفت:
_آرامش بودنت.. ببین آرامش.سخت ترین گاوصندوق ها یه کلید دارن سخت ترین جاده هایه راه اصلی داره فقط باید بگردی از راه درستش پیش بری..بی راهه نری. از روش منطقیش پیش برو اول؛ هیچ مردی از زن غرغرو و خنگ خوشش نمیاد. زنی که تفکر نداره و فقط بلده صداشو بندازه پشت سرش و دائم غر بزنه اصلا جذابیتی نداره. یاد بگیر برای قهرمان بودن باید صبور,سیاستمدار بود..,سکوت.بهترین گزینه اینه. باید در سکوت کارت رو پیش ببری. به جای اين که سونامی باشی و بخوای جنگ کنی آفتاب‌ باش و بتاب.,درس اول،یک زن آرامش دهنده باش نه یه آزار دهنده,.بذار از تمام مشکلات سمت تو‌،سمت صدای تو‌،دستای تو و لمس تو فرار کنه بذار تا خواست آروم بشه.به تو فکر کنه بذار تو ذهنش.کلمه آرامش فقط و فقط در تو منعکس بشه..مردا فقط یک چیز می خوان؛آرامش و آسودگی و این دو چیز فقط و فقط از یک نفر تابیده میشه...یک زن!
حس میکردم به وسط کتاب های روانشناسی پرتاب شدم.
_وقتی بتونی به آرامش یک مرد نفود کنی اونچنان بهش غلبه کردی که حتی خودش هم نمی فهمه. مامنش باش آرومش کن بذار کنار تو به آرامش برسه و بعد دیگه تو میشی نقطه عطف دنیاش.
با کنجکاوی گفتم:
_چطوری؟خب چه جوری باید این کارو بکنم؟ چشمکی زد و گفت:
_هر مردی نقطه ضعفی داره و رفتار مختص به خودش رو اما هدف یه چیزه آسودگی و عدم تنش! یاد بگیر یه زن جذاب باش.زنی که فکر کردن بهش با لبخند و جنب و جوش همراه باشه..نه ترش رویی..ارزش وجودیتو بشناس یادت نره از دامن زن مرد به معراج میره.
ایستاد و نگاهش رو به مقابلش بخشید و لبخند زد و آروم گفت:
_تمرین اولت اینه زن بودن و آرامش بودنو یاد بگیر.زن یعنی شادی و شیطنت و لوندی..بگرد اینا رو پیدا کن ناتاشا,
محو حرفاش بودم که صدای گیرایی گفت:
_چه خبره اینجا؟
به سرعت از روی صندلیم بلند شده و به اویی که نزدیکمون میشد چشم دوختم. اخ از دلم... مسیح لبخندی زد و گفت:
_یه گپ کوتاه پاییزی.
نگاهش از مسیح به من چرخید و واکنش طبیعی قلبم یه لبخند ملیح بود. مسیح دستی به کتش کشید و گفت:
_هوا تاریکه با اجازه من برم. سر تکون داد و مسیح بعد از چشمکی که زد به آرومی دور شد. به مسیرش چشم دوختم که چطور توی باغ گم شد و بعد دیگه نبود.
_دنبالم بیا.
شالم رو جلوتر کشیده و دنبالش حرکت کردم. باغ رو دور زد و پشت عمارت قرار گرفتیم. در تاریک ترین قسمت ایستاده و به باغ نگاه می کردیم. کنارش ایستاده و از وجود امنیت بخشش استفاده می کردم. سمتش برگشتم و به آرومی گفتم:
_یه چیزی بگم؟
_نه .
چشمام رو توی کاسه چرخوندم و
گفتم:
_میگم.خواستی گوش نکن. نگاهم نکرد و من گفتم:
_می خوام فردا با پارسا برم سمت انقلاب دوست دارم هم یکم کتاب بخرم هم برم آش فروشیش,انگار یه آش فروشی خوبی اون اطراف ها هست. واکنشی نشون نداد و ادامه دادم.
_نمی دونم آش دوست داری يا نه ولی خب من مثل بعضی هایه ظالم نیستم و از اونجایی که خیلی هم خوب و خوشگل و مهربونم برات یه کاسه آش میارم. توجهش رو جلب کردم چون لنگه ابرویی بالا انداخت و گفت:
_اين حجم از اعتماد به نفس از کجا میاد؟
استاد ضد حال زدن بود اما با طنازی موی فرم رو پشت گوش زدم و گفتم:
_ملائکه خبر دادن من آرامش یه هیولام..و هیولا ها شکارچي حوری ان. خودمم از این بی پرواییم مات مونده بودم. قدمی سمتم برداشت و من با دلبری قدمی به عقب برداشتم. سری تکون داد و قدمی به جلو برداشت گفت:
_ملائکه از خصوصیات دیگه هیولا ها چیزی نگفتن؟
قدمی به عقب برداشتم و با شیطنت
گفتم:
_دیگه بقیشو گوش ندادم. لنگه ابرویی بالا انداخت و یک قدم نزدیک تر شد.
_مثلا از علاقشون به شکار کردن چیزی بهت نگفتن؟
قدمی به عقب.
_نه شکارچی ام هستن مگه؟ دستش رو داخل جیب کتش کرد و با غرش گفت:
_شکار,حمله و آچمز کردن
خصوصیات اصلیشونه.
چشماش برق میزد. خندان و کمی مشوش به عقب رفتم و بعد به درخت کهنسال برخورد کردم و ایستادم. نفس لرزونی کشیدم و وقتی دستاش دو طرف شونه ام قرار گرفت آسیمه سر و هیجان زده بودم.
_خب.خوب نطق می کردی..چی شد؟
لبی تر کرده و گفتم:
_خب دارم فکر میکنم سری بعد به توصیه های ملائک گوش کنم. سر
شونه ام رو فشرد و گفت:
_پس شکار شدی؟!
با سر تقی سری تکون داده و گفتم:
_ نچ. آهوی گریز پایی هستم دم به تله هر شکارچی نمیدم. شما شکارچی آهویی؟ چونه ام رو گرفت و با حرص گفت:
_شکارچی دیگه به گور باباش خندیده تو قلمرو من آهو شکار کنه..و تو غلط کردی بخوای دم به تله شکاری به جز من بدی..شکار منی آرامش.
قند توی دلم آب شد و با دلبری گفتم:
_جگوار آهو شکار کردی؟ استخون فکم رو محکم گرفت و صورتم رو مستقیم سمت خودش نگه داشت.
_آرامش شکار کردم!
خواستم حرفی بزنم که بی هوا
گفت:
_هیس.صدات در نیاد,
متعجب و با اخم گفتم

آرامش#  

بي خيال نداشته هايت ،

بي خيال غصه هايت ،

بي خيال هر چه که تو را نا آرام مي کند...

به من بگو ببينم امروز نفس کشيده اي؟

اگر آره پس خوش به حالت!

عميق نفس بکش عميق ،

عشق را زندگي را بودن را بچش ،

ببين ،

لمس کن

و با تک تک سلولهايت لبخند بزن که زندگي زيباست!

به ياد داشته باش امروز از ديروز مسن تر شدي

و از فردا جوانتري ؛

اگر تنها يک لحظه براي رسيدن به روياهايت باشد، آن لحظه امروز است...

متفاوت بیاندیش✌

آرامش#  

همیشه که نباید همه چیز خوب باشد...

در دلِ مشکلات است که آدم ساخته می شود ؛

گاهی همین سختی ها و مشکلات پله ای می شوند به سمتِ بزرگترین موفقیت ها...

در مواقعِ سختی ها نا امید نشوید ؛

چه بسیار جاده های همواری که به مرداب ختم شد ،

و چه بسیارتر جاده های ناهموارو صعب العبوری که به زیباترین باغ ها رسیده...

تسلیم نشوید✋

شاید پله ی بعد ایستگاهِ خوشبختی شما باشد...

اعتماد داشته باشید👌

به بختِ نیکی که پس از صبرتان سرخواهد زد...

 آرامش#  

💎خداوند همه چیز من است...

💎با او هیچ چیز از دست نمی رود ؛

💎وقتی با خدا حرف میزنی هیچ نفسی هدر نمی رود ؛

💎وقتی با خدا راه بروی هیچ از توانت کم نمی شود ؛

💎وقتی منتظر خدا باشی هیچ لحظه ای تلف نمی شود ؛

💎وقتی به خدا اعتماد کنی هرگز شکست نخواهی خورد...

آرامش#  

کاش در همین ساعت ،

همین لحظه ،

همین ثانیه هایی که می گذرند ،

به خودمان قولی دهیم...

باید بپذیریم گاهی مجبوریم مشکلات را نادیده بگیریم و اِلّا این زندگی روی خوشش را نشانمان نمیدهد...

چاره ای نیست گاهی باید بیخیالِ همه چیز شد و گذشت اینکه بنشینی روبروی مصبیت ها و رنج ها ،

زل بزنی به چشم هایشان ،

دوای هیچ یک از دردها نیست...

بیا کمی عاشقانه تر خدا را بخوانیم ، 

کمی زیباتر زندگی کنیم

و لذت ببریم از داشته هایمان...

کمی برای خودمان زندگی کنیمو نگران حرف های بی پایه ی مردم نباشیم...

کفش های کتانی ساده یمان را بپوشیم کمی قدم بزنیم

کاش در همین ساعت ،

همین لحظه ،

همین ثانیه هایی که می گذرند ،

به خودمان قول دهیم نگذاریم هیچ چیز و هیچکس سدِّ راهِ زیبایی های این زندگی شود ، هرچند کوچک🌸🍃

حاتم ابراهیم زاده

آرامش#  

برای خودت دعا کن که آرام باشی ؛

وقتی طوفان می آید ، 

تو همچنان آرام باش

تا طوفان از آرامش تو آرام بگیرد🌊🌊🌊

برای خودت دعا کن تا صبور باشی ؛

آنقدر صبور باشی ،

تا بالاخره ابرهای سیاه آسمان کنار بروند و خورشید دوباره بتابد⛅⛅⛅

برای خودت دعا کن تا خورشید را بهتر بشناسی🌞🌞🌞

ﺯﻧﺪﮔﻲﻫﻴﭻﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﺑﻦبست نمیرسد ،

کافیست چشم باز کنیم و راههای گشوده ی بیشماری را فرا روی خود ببینیم

خدا که باشد ،

هر معجزه ای ممکن میگردد...

ایمان داشته باش که قشنگترین عشق ،

نگاه مهربان خداوند به بندگانش است💖💖💖

زندگی را به او بسپار 

و مطمئن باش که تا وقتی پشتت به خدا گرم است ،

تمام هراس های دنیا خنده دار است...

آرامش#  

💎برای رسیدن به آرامش سه چیز را ترک کن :

اینکه دائم دیگران را کنترل کنی،

اینکه بخواهی دائم مورد تأیید دیگران قرار بگیری،

اینکه بخواهی دائم در مورد دیگران پیش داوری کنی یا خود مورد پیش داوری قرار بگیری...

💎همیشه بگو :

خدایا

کمک کن دیرتر برنجم،

زودتر ببخشم،

کمتر پیش داوری کنم 

و

بیشتر فرصت دهم...