من بیس و هفت سالمه مجردم. از دوازده سالگیم بیماری روانی پیدا کردم .اول خودم میگفتم چرا اینجوری شدم چرا عجیب شدم.
بعد ها فهمیدم ما تو فامیلمون این مدل مشکل روانی زیاد داریم.
حتی پدرم اینجور بود. حتی دیگه فامیل هامون هم فهمیدند که ما در فامیل مشکل روانی داریم چون بچه های خودشون هم این جور شدند.
ببخشید نمیتونم بگم چه مشکلی دارم ولی واقعا بیماری روانی حساب میشه. یه جور درونگرایی شدید شدید که دیگه رفتار های عجیب داره . اگر بگم از تعجب شاخ درمیارید که اخه این دیگه چه اخلاقی هست که ما داریم اما خب در بیرون شاید مردم متوجه نشند.
میگم خدایا چرا من اینجور شدم ای کاش مثل بقیه مردم زندگی میکردم خوش به حال دخترای دیگه. میگم اصلا خوش به حال دخترای دیگه که مشکل دارند چون صد در صد هر مشکلی هم که داشته باشند باز مشکلشون عادی حساب میشه ولی من نه.
این همه دختر راحت زندگی کردند چرا من باید مبتلا شم و زندگیم غیر عادی و مسخره بشه.
ای کاش بیماری های ارثی روانی وجود نداشت.