سلام خانوم کیمیا
دختر ۵ ساله من،الان سه سالی هست بعضی شبا بیدار میشه جیغ میزنه،بعضی شبا شدیدتر بعضی شبا هم راحت میخوابه،اما یه مدت انقدر شدید شده بود که پتوشو دندون میگرفت ،به یه نقطه خیره میشد گریه شدید که صداش تا خونه همسایمون میرفت،تا جایی پیش رفته که جدیدا تو بیداری هم میگه خواب بدمو میبینم.حرز ابی دجانه هم قبلا تویه نقطه خونه آویزون کردم یه مدت خوب بود اما دوباره شروع شد.دیگه دیدم خیلی دخترم داره عذاب میکشه بردمش پیش یه سید که جدش خیلی معتبره،ومنم به واسطه سید بودنش رفتم.گفت همزاد داره،سه تا دعا داد گفت با اسفند و پوست پیاز و سیر غروب دو کن،بدنشو با روغن میخک چرب کن،و همچنین یه دعا داد گفت گردنش بنداز.
منم چون به دعا نویس اعتقاد نداشتم زنگ زدم به امام جمعه شهرمون،گفتم رفتم پیش این بنده خدا سیده،گفت مشکلی نداره دعاشو بزار گردنش باشه.البته این سیده بیشتر مراجعه کننده هاش داروی طب سنتی میده به هرکی نیاز باشه دعا میده،تو اتاق ویزیتش همیشه صوت قرآن پخشه.
از اون روز تا حالا دیگه بیدار شد جیغ بزنه اما همچنان میگه خواب بدمو میبینم.
منظورش از خواب چیزی هست که میبینه.حتی توبیداری هم میبینه میگه خواب بدمو دیدم.چون کوچیکه هنوز درکی ازین مسائل نداره میگه خواب بد.
تروخدا،قسمتون میدم به خانوم فاطمه زهرا سلام الله علیها اگه کاری از دستتون برمیاد راهنماییم کنید.خیلی نگرانشم.چون بخاطر این ترساش شب ادراری هم داره.میگم دخترم دیونه نشه،یا با این ترسای شدید بلایی سرش نیاد.خودمم با این اتفاقات شدیدا میترسم.هرشب بالای سرش سوره جن و چهار قل و آیة الکرسی میخونم.قرآن هم بالی سرش میزارم