سلام دوستان من واژینیسموس بودم 2 سال عقد بودمو 5 ماهه عروسی کردم از اول عقدمون این مشکلو داشتم ولی پشت گوش انداخته بودم تا عروسی کنم.دیروز سومین جلسه ی آر افم بود یه دستگاهی ککمکم کرد استرسم از بین بره و بلاخره با این ترس مواجه بشم.من دیشب برا اولین بار با همسرم رابطه داشتم با اینکه هنوزم باورم نمیشه و از دیشب رو ابرا سیر میکنم انقد حالم خوبه ک حاضر نیستم با هیچی عوضش کنم این حالمو چون خیلی اذیت شدم.گفتم تجربمو بگم برای دوستانی ک این مشکل رو دارند.به امید روزی ک همه ی واژینیسموسی ها خوب بشن.
منم 8 ماه بعد عروسی مشکلم حل شد، این 8 ماه برام عذاب بود فقط
من ریخته ام در رگ تو شیره ی جان، هی چرخ بزن در دل من، دل را بتکان/این هم نفسی چه حس و حالی دارد در پیکر من دو قلب دارد ضرباان 28 خرداد 1401 دخترکم پا به دنیای عاشقانه من و باباش گذاشت، امیدوارم رفیق های خوبی برای همدیگه باشیم... دعا کنید لایق بهترین هدیه خدا باشم و بتونم خوب تربیتش کنم... حس شیرین مادری رو برای همه منتظرا آرزو میکنم
من ریخته ام در رگ تو شیره ی جان، هی چرخ بزن در دل من، دل را بتکان/این هم نفسی چه حس و حالی دارد در پیکر من دو قلب دارد ضرباان 28 خرداد 1401 دخترکم پا به دنیای عاشقانه من و باباش گذاشت، امیدوارم رفیق های خوبی برای همدیگه باشیم... دعا کنید لایق بهترین هدیه خدا باشم و بتونم خوب تربیتش کنم... حس شیرین مادری رو برای همه منتظرا آرزو میکنم