حس میکنم رو دست خدا باد کردم،
انگار کلا منو نمیبینه ،همش گفتم جز خدا کسیو ندارم تو نباشی گم میشم تو تاریکی اما مدتهاست دستمو ول کرده.....مدتهاست دارم جون میکنم به هرچیزی چنگ انداختم اما نشد که نشد.....هعی گفتم یا غیاث المستغثین گفتم من جز تو کسیو ندارم منو تنها ول نکن اما کرد ....آخرین زورمم بی نتیجه موند....
بدترین آدمای دنیا و ببین به راحتی بچه دار میشن بعد من تو سالگی تخمدانام قد تخمدانای یه زن ۶۰ ساله کار میکنه....
منی که این همه تو زندگی سختی کشیدم و امتحان شدم منی که جون کندم تا درست زندگی کنم...... چرا ؟؟؟؟
دارم تقاص چیو پس میدم که نمیدونم ؟؟
کاش یه نشونه میداد میفهمیدم حداقل اینجوری بهتر میتونسم تحمل کنم،
دعا کنین امشب تو خواب بمیرم من دیگه توان ادامه این کابوس و ندارم