2777
2789
عنوان

43 روزه که

395 بازدید | 33 پست

زایمان کردم‌

خونه مادرشوهرم باهامون یه کوچه فاصله داره از اولین شبی ک مرخص شدم اومدنش شروع شده تا الان که هر روز میاد به عنوان نوه اولش هیچ کاری نکرد برای منو پسرم یه دسته شوید بهمون نداد همشم که میاد خونم بهم تیکه میندازه وزخم زبون میزنه وقتیکه شوهرم میاد مهربون میشه و سریع بچه رو بغل میگیره ...همراه مهمون میاد همراه مهمون میره دست به سیاه سفیدم نمیزنه من بچم بد لجه و همش گریه میکنه  و نمیخوابه خودمم زایمانم سخت بود مادرشوهرمم که سوهان روحم شده دیگه خسته شدم دلم میخواد دست بچمو بگیرم و برم خونه بابام ی مدتی 

خدایا هزاران بار شکرت😍❤پسرم تاج سرم 🫀❤️‍🔥

برو یکماهی بمون


تو منو انتخاب کردی❤                                                  انتخاب کردی که مامانت باشم ، خونه کوچیک و آرومم رو، دل تنها و مهربونم رو دیدی دلت خواست من همدمت باشم.پسر کوچولوی قشنگم💕                                                                 اگر نخونی و ندونی زود خام میشی     سرتو بالا نگه دار نکنه رام شی                                           دشمن جهل و جاهلم⚠️⛔️

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

اگه اذیتی خوب وقتی میاد خودتو سرگرم بچه نشون بده. زیاد دور و برش نباش. زیاد حرف نزن. زخم زبون زد اصلا محل نده بذار با دیوار حرف بزنه

آخرش قشنگه...اگه الان قشنگ نیست یعنی آخرش نیست.

منم میترسم وقتی بچم دنیا اومد هر روز پلاس شه خونم از این اخلاقا داره اخه خودشم فقط میشینه یکی باید واسش شام و ناهار بپزه خانوادمم شهر دیگن باز خوبه تو میتونی بری 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز