خونه مادرشوهرم باهامون یه کوچه فاصله داره از اولین شبی ک مرخص شدم اومدنش شروع شده تا الان که هر روز میاد به عنوان نوه اولش هیچ کاری نکرد برای منو پسرم یه دسته شوید بهمون نداد همشم که میاد خونم بهم تیکه میندازه وزخم زبون میزنه وقتیکه شوهرم میاد مهربون میشه و سریع بچه رو بغل میگیره ...همراه مهمون میاد همراه مهمون میره دست به سیاه سفیدم نمیزنه من بچم بد لجه و همش گریه میکنه و نمیخوابه خودمم زایمانم سخت بود مادرشوهرمم که سوهان روحم شده دیگه خسته شدم دلم میخواد دست بچمو بگیرم و برم خونه بابام ی مدتی
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید