2777
2789

شیرینی اینا بسته بندی کرده بودن می فروخت 

دست فروش 

اون جایی که من رفتم هم هوا سرد بود 

بچه داد می زد مثلا بفروشه 

خاونمه و بچه نمی دونم خیلی به دلم نشستن 

منم موقع برگشت یه مقدر پول دادم 

تو تاریکی تو کیفم پیدا نمی شد 

می خواستم بیشتر بدم 

و راننده خیلی عجله داشت گفت شب تو جاده می مونیم 


الان مثل چی افتاده به جونم که چرا نرفتم کارت بکشم بیشتر  بدم بهش

خیلی ناراحتم 🤧

می شه یه صلوات برای درست شدن کارم و ازدواج مناسب برام بخونی؟                                   در حال جوانه زدن برای بار هزارم .همه چیز از ذهن شروع می شه و توانایی این رو داره تو رو در خودش حبست کنه البته برای رسیدن به چیزی که می خوای می تونی تنظیمش کنی . در تلاش برای ساختن من بهتر 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792