شازده کوچولو به حرفش ادامه داد : « شماها خیلی زیبایید اما تو خالی هستید برای شما نمی شود مرد البته مطمئناً گل من هم از نگاه یک رهگذر عادی ،شبیه شماست؛ اما برای من او خیلی مهمتر از همه ی شماست،به خاطر اینکه او تنها گلی است که به او آب داده ام،تنها گلی که او را در زیر حباب شیشه ای قرار داده ام ،تنها گلی که برایش حفاظی درست کرده ام،تنها گلی که کرمهای روی آن را کشته ام البته به جز دو یا سه کرمی که برایش تبدیل به پروانه شوند او تنها گلی است که به غرولندها یا خودستاییها،یا گهگاه سکوت او گوش داده ام. به خاطر اینکه او گل سرخ من است.🧸🫀
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
میدونی چی خیلی حال میده😜 از این لواشکای سیاه هست😍که خیلی ترشه😋وقتی میخوری کل سیستم صورتت مچاله میشه🤑اینارو بگیری روشون یه عالم رب انار بریزی😋بعد روش نمک بپاشی🤪طوری که دونه های سفید نمک معلوم باشه بعد لوله اش کنی،بزاری کنار لپت اروم اروم اب بشه🤪مزه اش بره تو دهنت بعد با دستت یه گوجه سبز ترش نمک خورده رو برداری یواش یواش گاز بزنی...خب دیگه آب دهنتو قورت بده تموم شد🤣
واقعاً اتفاق بدی برای دنیا و تشکیلاتش میافته اگه همیشه اونهایی که دوستشون داریم، همونقدر دوستمون داشته باشن و اونهایی که میخوایم از زندگیمون خارج بشن، با پای خودشون برن؛ زمستونها برف بباره و آدمهایی که میخوایم همیشه به یاد داشته باشنمون، هیچوقت فراموشمون نکنن و پیامهایی با متنِ «فقط حس کردم باید باهات حرف بزنم» رو از همونهایی دریافت کنیم که یکدفعه توی ذهنمون ظاهر میشن؛ اونهایی که دلتنگشون شدیم، بیدلیل سر راهمون قرار بگیرن و هیچکس احساسات و جملات اشتباه رو خرج موقعیتهای نادرست نکنه و برعکس؛ آدمها مثل مهرههای شطرنجی که کاملاً حرفهای بازی میشه، روی صفحه جلو برن، همیشه سر جایی که باید، قرار بگیرن و همه طبق چارچوبهای انسانی که محدودشون نمیکنن، جلو برن و هیچکس، هیچوقت مجبور نشه که با فکرِ «کافی نبودن!》اشک های خشک شده روی گونه هایش،بخوابه تا فردا رو با لبخند بگذرونه؟سارام توی زبان کره ای یعنی انسان... طوریکه جونگکوک به تهیونگی هیونگی هیونگش نگاه میکنه، الهه عشق منه❤ARMY
نوه هام عروسامو پسرامو دخترامو دامادامو خوشبخت ببینم و با بیماریم اذیتشون نکنم...بی دردسر بمیرم که اونا گرفتارمن نشن...
ازقلم به شعرو از شعر به ترانه میرسم و از ترانه به سیم و از سیم به ساز و از ساز به نُت...از نُت به نُت به جانم و از جانم میگذرم برای ترانه...ترانه که خود جان من است هرچه مینویسم همه فریاد من است،آهِ مردم عشق باز من است...هرچه دارم درقلب برای مردم من است، این بانوی احساس نه برای من، بلکه برای مردم من است... ترانه هایم همه جان من و همه از آنِ من است...✍️📜🗞️🎼🎵🎶🎙️🎸🎹