ببخشید تاپیک زدم نوشتین که متوجه نشدیم میخام یبار دیگ بگم میگم ک ما دوران عقدیم دیروز رفتیم خونه مادر شوهرم با مادرم و داییم چون شوهرم طلاق میخاد با مادرم و داییم رفتیم خونشون ک با شوهرم حرف بزنین من اخلاقم بد بود و توبه کردم حالا اینا ب کنار دو س سال پیش ی بحثی شده بود بین مامانم و شوهرم شوهرم دیروز ب روی مادرم اورد نمیدونم اعصبانی بود یا خواست مادرمو اعصبانی کنه وگرن قبل دعوای من و شوهرم خیلی شوهرم با مامانم خوب بود براش دستمال میاورد ترشی همه چی ولی دیروز حرف از گذشته میزد مادرم ناراحت شد
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.