بگم ؟
حسرت اینو دارم پدر و مادرم زنده بودن و میدیدمشون
حسرت اینکه موقع بارداری بهم رسیدگی کنن
حسرت اینکه بعد از زایمان اینقدر زجر نکشم
حسرت اینکه روزهای تعطیل یه جایی باشه که برم
حسرت اینکه وقتی مریض میشم یه کاسه سوپ برام بیارن
حسرت اینکه شوهرم پول داشت
حسرت اینکه شوهرم ناتوانی جنسی نداشت
حسرت اینکه شوهرم اهل بگو بخند بود