2821
2789
من دارو نخوردم،ارتباطاتمو بیشتر کردم،همسرم برام بی اهمیت شد،درواقع هر وقت برام مهم میشه کارا و حرفاش ...

من مدام دلشوره و اضطراب شدید دارم لرزش دست دارم

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

من مدام دلشوره و اضطراب شدید دارم لرزش دست دارم

میدونی از اضطراب آدم به افسردگی میرسه؟ من اضطراب های خیلی شدیدی رو تحمل کردم، چند ماه بعدشم افسردگی گرفتم...باعث  اضطرابهامم شوهرمم بود، خدا ازش نگذره

چیکارکردی خوب شدی؟

منم افسرده بودم شدید به اعصابم انقدر فشار اومد زد بت کلیه ام سه هفته پیش سه روز بیمارستان بستری شدم پدرم در اومد بس درد کشیدم و باز خدا رحم کرد و با یه جلسه دیالیز چهار ساعته مشکل کلیه ام برطرف شد وقتی داشتم درد میکشیدم به خودم قول دادم خودم حال خودمو خوب کنم دیگه نرم تو غار تنهایی و تارک دنیا شم الان سه هفته ست انقدر خودمو به بیخیالی زدم هر روز مژرم پارک یک ساعت ورزش و پیاده روی به نودم و زندگیم میرسم آشپزی میکنم تمیز کاری فلش بردم فیلم و سریال پر کردم هر روز نگاه میکنم خیلی حالم بهتره خیلی من جوری شده بودم نه آشپزی میکردم نه ورزش نه تمیزکاری خونه هفته ای یک بار به زور میرفتم حموم بو گند گرفته بودم یه اوضاعی بود خدا کنه ادن روزها رو دیگه هرگز نبینم توام خودت به خودت کمک کن 

میدونی از اضطراب آدم به افسردگی میرسه؟ من اضطراب های خیلی شدیدی رو تحمل کردم، چند ماه بعدشم افسردگی ...

خداازباعث اینهمه اضطراب نگذره، خیلی مریضیه بدیه

منم افسرده بودم شدید به اعصابم انقدر فشار اومد زد بت کلیه ام سه هفته پیش سه روز بیمارستان بستری شدم ...

ایشالا همیشه حال دلت عالی باشه، خیلی سخته ولی سعی خودمو میکنم.

استرس به همه جای بدن آسیب میزنه لعنتی

منم افسرده بودم شدید به اعصابم انقدر فشار اومد زد بت کلیه ام سه هفته پیش سه روز بیمارستان بستری شدم ...

آره منم این شکلی شده بودم،انرژی هیچکاری نداشتم، دقیقا راهش فقط بیخیالیه

آره منم این شکلی شده بودم،انرژی هیچکاری نداشتم، دقیقا راهش فقط بیخیالیه

دقیقا من الان تا یاد یکی از مشکلاتم میفتم یا یه چیز زد تو ذهنم میاد سریع فکرم و عوض میکنم یا پامیشم زود یه کاری انجام میدم تا فکرم سمت منفی بافی نره بشینم حرص بخورم میگم حالا کاریه که شده دیگه چیکار کنم الان نباید میکردم فلان کار و حالا کردم از این به بعد و بچسب اینجوری خودمو آروم میکنم قبلا وای میشستم مثل اسب حرص میخوردم روانی کردم خودمو

دقیقا من الان تا یاد یکی از مشکلاتم میفتم یا یه چیز زد تو ذهنم میاد سریع فکرم و عوض میکنم یا پامیشم ...


منم،همون داروهای افسردگی هم اثرش همینه که آدمو بیخیال میکنه

عاخی عزیزم:( خیلی مراقب خودت باش بعدم جرعت ورزی کن و از شوهرت بخواه که کنارت باشه. از ی طرف دیگه حالتو هی خوب کن سعی کن حس غم رو به دلت راه ندی بهت پیشنهاد میکنم بری پیش مشاور من ی روانشناس خوب میشناسم که روانشناس خودمم هست شمارشو میذارم خواستی برو پیش ایشون سعید انصاری 02122016693

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز