منم افسرده بودم شدید به اعصابم انقدر فشار اومد زد بت کلیه ام سه هفته پیش سه روز بیمارستان بستری شدم پدرم در اومد بس درد کشیدم و باز خدا رحم کرد و با یه جلسه دیالیز چهار ساعته مشکل کلیه ام برطرف شد وقتی داشتم درد میکشیدم به خودم قول دادم خودم حال خودمو خوب کنم دیگه نرم تو غار تنهایی و تارک دنیا شم الان سه هفته ست انقدر خودمو به بیخیالی زدم هر روز مژرم پارک یک ساعت ورزش و پیاده روی به نودم و زندگیم میرسم آشپزی میکنم تمیز کاری فلش بردم فیلم و سریال پر کردم هر روز نگاه میکنم خیلی حالم بهتره خیلی من جوری شده بودم نه آشپزی میکردم نه ورزش نه تمیزکاری خونه هفته ای یک بار به زور میرفتم حموم بو گند گرفته بودم یه اوضاعی بود خدا کنه ادن روزها رو دیگه هرگز نبینم توام خودت به خودت کمک کن
آره منم این شکلی شده بودم،انرژی هیچکاری نداشتم، دقیقا راهش فقط بیخیالیه
دقیقا من الان تا یاد یکی از مشکلاتم میفتم یا یه چیز زد تو ذهنم میاد سریع فکرم و عوض میکنم یا پامیشم زود یه کاری انجام میدم تا فکرم سمت منفی بافی نره بشینم حرص بخورم میگم حالا کاریه که شده دیگه چیکار کنم الان نباید میکردم فلان کار و حالا کردم از این به بعد و بچسب اینجوری خودمو آروم میکنم قبلا وای میشستم مثل اسب حرص میخوردم روانی کردم خودمو
عاخی عزیزم:( خیلی مراقب خودت باش بعدم جرعت ورزی کن و از شوهرت بخواه که کنارت باشه. از ی طرف دیگه حالتو هی خوب کن سعی کن حس غم رو به دلت راه ندی بهت پیشنهاد میکنم بری پیش مشاور من ی روانشناس خوب میشناسم که روانشناس خودمم هست شمارشو میذارم خواستی برو پیش ایشون سعید انصاری 02122016693